Home | About us | Contact | Music | Interests | Phone No.'s | Pictures | About Khomam | Pictures | Literaure

صفحه اول | گفتگو | تماس | موسيقي | نظرات | گردشگري | تلفن ها | آلبوم عکسها | درباره خمام | ساير سايت ها | دموکراسي | شعر | شعر محلي

Hakim Ferdosi Molavi (Rumi) Dr. Mohamad Mosaddeq Hakim Omar Khayam Hakim Razi Hakim Ebn Sina Farabi

صفحه 50 از کتاب ( نگاه از لبه پرتگاه) پروفسور منوچهر جمالي

دفاع از ضعف های خود
کسی که از ضعف خود دفاع می کند، خود را ضعیف تر می سازد (یعنی ضعف خود را تبدیل به فخر و تقوای خود می کند) و در دفاع از ضعف خود حق برای ابقاء و تقویت آن ضعف می یابد. آن که شروع می کند از ضعف خود دفاع بکند، عقلش دیگر فرصت تفکر آزاد پیدا نخواهد کرد، چون انسان به اندازه کافی ضعف های مختلف دارد که عقل هیچگاه از زیر بار دفاع همه آن ها بر نخواهد آمد و هیچگاه فرصت برای کار دیگر نخواهد دا شت عقل ما منحصرا˝ شغل وکالت از ضعف های ما را پیدا خواهد کرد.
از طرفی ما بیشتر، در پی" رفع احتیاجاتی هستیم که ضعف های ما طلب می کنند" و کمتر به فکر" رفع احتیاجاتی هستیم که قدرت های ما طالبند".
بسیاری از آن چه ما منافع خود می نامیم، در خدمت تغذیه ضعف های ما هستند نه در خدمت تغذیه قدرت های ما.
و هنگامی که ما آگاهانه دفاع از منافع خود می کنیم، چه بسا که ناخود آگاهانه دفاع از ضعف های خود می کنیم. با دا شتن" حق دفاع از منافع خود "،حق به دوست داشتن و بقاء ضعف های خودپیدا می کنیم. ضعف هائی که ما از آن دفاع می کنیم، دوست دا شتنی می شوند.

آن چه را پیشینیان ما اندیشیده اند
در تفکر، آن چه را دیگران و پیشینیا ن ما اندیشیده اند،فقط کود برای تغذیه و رشد فکر ما هستند. کودهائی را که باید روی زمین های شخم زده ریخت در محرا ب معابد نگذارید.
صفحه 51 از کتاب ( نگاه از لبه پرتگاه) پروفسور منوچهر جمالي

موحدین مشرک
برای این که از خدایان مختلف و کثیر" یک خدا بسازند، هیچگاه خدایان راا ز بین نبرده اند تا فقط یک خدا باقی بماند، بلکه همه خدایان را تابع یک خدا سا خته اند،و و فاصله میان ا ین خدایان تابع را از خدای حاکم، دورتر از گذشته ساخته اند، و نام این خدایا ن را عوض کرده اند، و اسامی انتزاعی به آ ن ها داده اند (آ ن ها را صفات خدای واحد ساخته اند). سابقا˝ خدایا ن مختلف، ولی معدود و مشخص بو دند. حالا در اثر توحید (خدای واحد) هر انسانی می تواند در ذهن و خیا ل و دلش از همان یک خدا، دهها خدا برای خود بسازد، بدون اینکه حس کند که این خداها که هر ساعتی در ذهن خود می سازد با هم فرق دارند، و کثرت خدایانی که هر کسی می پرستد، از مجموعه خدایان باستان به مرا تب بیشتر است. خدای واحد، سرپوشی برای ساختن خدایان بی نهایت، در افراد و اجتماعات و گروه ها شده است. همه از یک خدا دم می زنند ولی تصا ویر بی نهایتی از خدایان دارند.
توحید سبب توسعه بت پرستی و شرک شده است." بت پرستی و شرک آشکار"به" بت پرستی و شرک باطنی" تبدیل گردیده است. انسان، قدرت این که یک خدا را به تنهائی بپرستد ندارد." خدایان در معابد بت پرستان،" کمتر از" خدایان در مغز و دل مومنین به خدای واحد" هستند.

بی احترامی به انسان
آن که زیاد به خدا احترام می گذارد به انسان بی نهایت بی ا حترامی می کند. خداوند احتیاج به احترام ندارد ولی احترام برای ا نسان ضروری است. وقتی از آ ستانه خدا باز می گردند، همه احترام خود را مصرف کرده اند و انسان ها را از احترام بی بهره می گذارند. حتی به انسان تا آن جائی که" آیت خداست" یا" خلیفه خدا ست" احترام می گذارند، یعنی او را به خودی خود لایق احترام نمی دا نند.
بیائید به انسان در خودمان برای خودش احترام بگذاریم، و این احترام گذاری از انسان را ا ز خودمان شروع کنیم. احترام به خودمان، نه برای این که آ یت خدا هستیم بلکه برای این که انسان هستیم.

فقط یک" شخص" است که "هدف" می گذارد
ما با هدف به وجود نمی آ ئیم. ما تصادفی به وجود می آئیم و به همین علت احتیاج به هدف داریم تا خود را لازم و ضروری سازیم. این خودمان هستیم که می توانیم به خود هدف بدهیم. و یا برای خودمان هدفی کشف سازیم یا هدفی بیافرینیم. تا موقعی که برای یک جامعه یا ملت یا بالاخره برای بشریت، یک روح یا خدائی قا ئل بودند (روح ملت، خدای بشر) ا ین روح یا خدا نیز به عنوان یک شخص، هد ف و مقصدی برای این ملت یا بشریت معین می سا خت. قبول وجود یک هدف برای یک جامعه یا ملت یا بشریت، به طور ضمنی قبول یک روح فراگیرنده یا قدرت فراگیرنده است که آن هدف را وراء امیا ل و اراده افراد مشخص می سازد.
در گذشته این روح یا قد رت فراگیرنده که هدف را معین می ساخت خدا بود یا روح وحالا"ضرورت سیر تکاملی تاریخ" است که ولو یک مفهوم ا نتزاعی می باشد ولی همان نقش را بازی می کند.
این ا شتباه بزرگ فکری، در اثر تشبیه سراسر یک جامعه یا ملت یا امت یا بشریت به هیکل یک انسان می باشد. وقتی جامعه، مانند هیکل انسان در نظر گرفته شد، پس در او، روح یا خرد یا آگاهبود یا اراده واحد و حاکم و معین سازنده ای است که هدف گذار برای طبقه و جامعه و ملت و امت و بشریت است.
تشبیه روابط افراد در یک جامعه به یک هیکل ا نسانی، فقط یک تشبیه خالص است که بعضی نتایج آن را با نهایت احتیا ط می توان در محدودیت هائی پذیرفت.
مثلا˝" پیوند و مهربانی" میا ن افراد جامعه باید آن قدر بالا باشد که مانند اعضاء یک هیکل بشوند که دیگر افراد نباشند، بلکه همانند اجزاء آ ن هیکل واحد باشند. البته در تعیین هدف واحد برای یک ملت یا امت یا طبقه یا بشریت، به طور ضمنی و پنهانی، این گونه پیوند افراد و تقلیل و تحول نهائی افراد به جزئیت، فرض مسلم و بدیهی ا ست. با قبول چنین هد ف والائی، ما ندانسته ناآگاهانه حاضر به سلب فرد یت، و تقلیل خود به جزئیت در یک هیکل می شویم. خدائی که هدف همه بشر راعبودیت خود می داند، و سیر ضروری تکامل تاریخی که رسیدن به یک نظم اجتماعی را کمال یعنی هد ف غائی بشریت می داند، هر دو گفتار همین تشبیه هستند و با چنین تشبیهی است که به چنین نتیجه گیری (وضع غایت و کمال واح برای هیکل واحد جامعه بشریت) رسیده اند. و لیکن نه خداوند نه سیر تاریخ می توانند برای بشریت یا ملت یا طبقه ای هدف بگذارند. قبول چنین غا یت و کمالی نفی شخصیت انسانی از او است

جرم ایمان نیاوردن
بزرگترین ناعدالتی (ظلم) برای محمد در قرآن این است که کسی به او ایمان نیاورد. این امتناع از ایمان به او، به اندازه ای ا و را جریحه دار می سازد، که همه جهان و قوا نین اجتماعی و بالاخره خدا و قیامت و دوزخ برای ترضیه عطش بی نهایت او، برای ا نتقام گیری از کسانی که او را جریحه دار ساخته اند (و به او ایمان نیاورده اند) در خدمت او قرار می گیرند. در وا قع این ضعف و سستی بی نهایت زیاد ایمان خود محمد به خود اوست. کسی که در" ایمان به خود" متزلزل است، ا حتیاج فراوان به ایمان دیگران به خود دارد، و در اثر" اباء از ایمان آوردن دیگران به او، بی نها یت آزرده و خشمگین می شود و گزند روانی می بیند و موجود یت و هویتش از بن متزلزل می گردد. از این رو ا ست که برای ا رضاء این" محرومیت که ا ز بی ا یمانی دیگرا ن
صفحه 54 از کتاب ( نگاه از لبه پرتگاه) پروفسور منوچهر جمالي


به او حاصل می شود "، یک دستگاه کامل عیار ماوراء الطبیعی (خدا و قیامت و روز حسا ب و دوزخ و....) را برای ا ین انتقام گیری به کار می گیرد. کسی که به ا و ایمان نمی آورد، بزرگترین ظلم را مرتکب می شود، و برای رفع ا ین ظلم، هر نوع شکنجه وعذابی باید فراهم آورده بشود، چه در قوا نین ا جتماعی و سیاسی ا ین دنیا و چه در " روز حساب و آخرت ". ایمان نیاوردن به او، تنها یک ظلم شخصی به محمد حساب نمی شود، بلکه یک ظلم کیهانی و وجودی و ابدی.
وقتی که ا نسان با ایمان نیاوردن به محمد مرتکب چنین ظلم کیهانی و وجودی و ابدی شد، مکلف و مجبور به ایمان آوردن می شود. در مقا بل چنین ایمانی که در صورت اباء ا ز آ ن ، انسان مرتکب بزرگترین ظلم کیهانی و وجودی و ابدی می شود، چه گریز گاهی برای انسا ن وجود دارد؟ انسان در آزادی و بدون اکراه به او ایمان می آورد!

حافظه بر ضد تفکر
هر فکری ، قدرتیست. به یاد داشتن ا فکار مختلف، که بسیاری به آن ا فتخار دارند، وجود " قدرت های مختلف" در روا ن و بالاخره بر روان ما ست. این ا فکار در روا ن ما وبر روا ن ما حکومت می کنند. چنین قدرتهائی، در مقابل اندیشه های تازه ای که خرد خود ما یافته، و قدرت بسیار نا چیزی در آغاز دارد، می ایستند، و آ ن را ا ز گسترش باز می دارند. حافظه قوی ، سبب ضعف خوداندیشی می شود

ایمان به اراده خدا
وقتی من " ایمان به اراده دیگری" دارم، کاری را می کنم که د یگری تصمیم می گیرد، و " عمل " همیشه به کسی تعلق دارد که تصمیم آ ن را می گیرد. از این رو موفقیت هر عملی از آ ن خدا یا رهبر یا شاه ا ست. آ ن چه را من می توانم عمل خود بدانم، همان خود عمل ایمان آوردن ا ست. من در" عمل ایمان آوردن به اراده او"، حق به سهمی از موفقیت پیدا می کنم. اگر من به اراده او ایمان نیاورده بودم، پس تصمیم ا و در این مورد، تحقق نمی یا فت. پس تصمیمات ا و بدون عمل ا یمان آوردن من، بی ارزش و اهمیت می شود. بدین ترتیب، اراده خدا یا رهبر، که نشان حاکمیت اوست، بی ارزش سا خته می شود. برای ا ین که این اولویت و ارج اراده و حاکمیت خدا یا رهبر، حفظ شود، فقط یک راه چاره باقی می ماند، و آ ن این ا ست که این " عمل ایمان آوردن من" نیز از خود من نیز سرچشمه نگرفته باشد، بلکه این خدا یا رهبر ا ست که مرا به ایمان آوردن به اراده خود انگیخته یا کشانیده ا ست. ایمان یک " هدیه " ا ست و درست واقعیت هدا یت، همین " هدیه بودن ایمان و عقیده " ا ست. هدا یت یعنی " عمل ایمان آوردن انسان" ا ز خود او نیست، بلکه آن هم از خدا یا رهبر ا ست، هدیه اوست. کسی نمی تواند کسی دیگر یا خود را به ایمان آورد. و وقتی خداوند به محمد می گوید که تو هر کاری می کنی نخواهی توانست کسی را به ایمان بیاوری، مقصود همین واقعیت ا ست. بدین سان موفقیتی که ا ز عمل انسان در خود همان ایمان آوردن هم حاصل می شود به خدا یا رهبر نسبت داده می شود.ه
مسئله بنیادی، فقط مسئله شکست انسان در عملش هست. در اعما لی که ا نسان با شکست روبرو شد، برای چنین اعما لی است که انسان باید مجبورا˝ قبول مسئولیت کند.ه
کسی که چنین تصمیما تی را گرفته، خود انسان می باشد. انسان مومن، در دوزخ شکست ها و یأس ها و ناکامیهای تلخ اعما ل خود، با قدرت تصمیم گیری خود آشنا می شود. ه
تصمیمات او، که همیشه مسبب بدبختیها و ناکامیها و شکستها هستند، تصمیم گرفتن خود را برای خود روزبروز منفورتر و مشؤوم تر می سازد. انسان با " قد رت تصمیم گیری خود " به عنوا ن یک عامل منفی و شر آشنا می شود. او می ترسد که خود تصمیم بگیرد ، و این ترس و واهمه و وحشت از تصمیم گیری در او باقی می ماند، و صدمه به جریان تصمیم گیری مشترک ا جتماعی می زند. تصمیما ت مشترک ا جتماعی چون از سرچشمه انسانی هستند، بدبختی و شکست و شومی ببار می آورند، فقط مشیت ا لهی، ما را به خیر " هدا یت " می کند. کسی که می خواهد خود تصمیم بگیرد و ا ز تصمیم گیری خود ش لذ ت ببرد، باید ایمان به اراده خودش داشته باشد. وقتی قدرتی د یگر (چه خدا، چه جامعه، چه یک فرد مقد س و مقتدر، چه یک علم یا فلسفه) برای ما هدف یا ارزش بگذارد، عمل ما از ما نیست. عمل ما، موقعی عمل ماست که ما خود هدف و ارزش جامعه را بگذا ریم. عمل و اراده از هم انفکاک ناپذیرند.
صفحه 56 از کتاب ( نگاه از لبه پرتگاه) پروفسور منوچهر جمالي

افکاری که چیده شده اند
افکار مانند میوه هائی هستند که باید به خودی خود ا ز درخت بیفتند تا پخته و بامزه باشند، ولی اغلب متفکرین و نویسندگان، آ ن ها را از درخت خود می چینند "افکار نوبر"، ا فکاریست که ما از درخت خود کنده ایم و هیچگاه نخواهند رسید.

بهترین هدف
انسان با دا شتن " بهترین هد ف"، " بهترین عمل را نمی کند ". ولی از آن جا که انسا ن هیچگاه به " بهترین هدف خود" نمی رسد، عملش را در نظر خود یا دیگرا ن آن قدر بزرگ می سازد، تا نزد یک به این بهترین هدف بشود. و ا ز وقتی که انسا ن " هنر بزرگ سازی و بزرگ نمائی عمل" را برای جبرا ن فاصله ای که عملش از هد فش دارد، یاد می گیرد، بیشترعمل خود را بزرگ می سازد (بزرگ می نمایاند) و کمتر می کوشد تا عملش بزرگ شود. هدف باید طوری برگزیده شود که عمل بتواند بدان برسد.ه

بقاء یا بهزیستی
مسئله انسا ن تنها " بقاء زندگی" نیست بلکه " بهتر زیستن" ا ست. جامعه و حکومت تنها برای آن نیست که فقط بقاء زندگانی مردم را تأمین کنند، بلکه برای آ نست که امکان " بهتر زیستن" را فراهم آورند. این ا ست که مفهوم " ا حتیاجا ت انسانی" ا ز مفهوم " بقاء زندگی" استنتاج نمی شود، بلکه از مفهوم " بهتر زیستن". ولی هر فردی، مفهوم دیگری از بهتری و بهی، دارد.مسئله بنیادی ا جتماع این ا ست که حکومت باید چگونه باشد تا هر یک از افراد، طبق مفهوم خود از " بهی" بهتر زندگی کنند، نه طبق مفهوم بهتری که حکومت یا عقیده یا علم دارد.

نجات ا ز فکر خود
برای آ ن که از " افکار بزرگ خود"، خود را نجا ت بدهیم، باید انسان بزرگتری بشویم. هر فکری در گسترشش به نقطه ای می رسد که باید خود را ا ز آ ن نجا ت داد. ولی فکری را که من خود کشف کرده ام یا آفریده ام، دوست می دارم و ترجیح می دهم که با آن نابود شوم تا ا و را رها کنم یا از آ ن بگریزم.ه

آن که همیشه کج می رود
کسی که می کوشد همیشه در راه مستقیم برود و مستقیم برود، همیشه کج می رود و خودش کج است و روش رفتنش کج ا ست وگرنه اینقدر ما لیخولیای " راست رفتن" را ندا شت. راه مستقیم را برای کجروان سا خته اند. ا حتیاج به " راه مستقیم"، د ر یک کجرو و کج پیدا می شود.ه

چه می توا نیم با شیم
ا ین که انسان نمی داند که " چه می تواند باشد"، هیچوقت خود را نمی شناسد. چون برای شناختن " آن چه هستم" باید بدانم که " چه می توانم باشم " و پاسخ این که "چه می توانم باشم"، همیشه یک مشت آزما یش براساس حدس زدنهای ا حتما لی ا ست. آزمودن این ا حتمالات غا لبا˝ به اشتباه برخورد می کند.ه

ما " آن چه را که احتما ل داده ایم که می توا نیم با شیم" بعد از مدتی آزمایش، می بینیم که " نیستیم". با چند بار آزمایش، بر اساس این احتما ل دهی ها، غا لبا˝ نیروهای خود را مصرف می کنیم، و وقتی نیروهای ما شروع به کاهش کردند، در اثر واهمه و نگرانی که " هیچ نتوانسته ایم باشیم"، آزمودن بر پایه " احتما ل دادن" را کنار می گذاریم، و " آ ن چیزی می شویم که در اجتماع موفقیت بیشتری دارد"، یعنی آ ن چیزی می شویم که د یگرا ن ا ز ما می خواهند. بد ین سان ما خود " آن چه می توانیم باشیم"، نمی شویم. و چون ما " آ ن چه می توا نیم باشیم" نشده ایم، سراسر عمر نمی دانیم " چیستیم و کیستیم"، و هیچگاه نمی توا نیم خود را بشنا سیم." آ ن چه شده ایم"، از " آ ن چه می توانستیم بشویم" بسیار دور است. ما هیچگاه " خود" نیستیم. مسئله اساسی هر انسانی این نیست که " من چیستم" بلکه این ا ست که " من چه می توانم باشم". ولی من بسیاری چیزها می توانم باشم، و میان ا ین بسیاری چیزها ست که باید برگزینم چه می خواهم باشم.
صفحه 58 از کتاب ( نگاه از لبه پرتگاه) پروفسور منوچهر جمالي

اطمینان به قدرت خود
مقتدرین روحی، نظام طبیعت و جامعه را هم آهنگ با نظام درونی فکری یا روانی خود می دانند، چون" اطمینان به قدرت خود دارند " که روزی نظام طبیعت و جامعه را با نظام درونی فکری یا روانی خود هم آهنگ خواهند ساخت. این اطمینان به اندازه ای زیاد ا ست که " آ ن چه را باید رخ بدهد" با " آن چه که فعلا˝ در درون ا و هست " عینیت می دهد.

زباله دان
در جهان تفکر کسی به فکر سا ختن زبا له دا ن نبوده ا ست، از این رو هر کسی که می اندیشد چون زبا له دانی در دسترس ندارد، آن را در مغز دیگرا ن می ریزد. و برای این که دیگرا ن ما نع از ریختن زبا له های ا و نشوند، می کوشد که این زبا له های خود را معطر و زیبا و چشم پسند و گیرا سازد. دور ریختن زبا له نیز هنری شده ا ست. و ما برای یا فتن یک فکر خوب می باید خروارها زبا له را در خود جذ ب کنیم. زبا له های فکری، صدها برابر حجم فکر شده اند.ه

استبداد اخلاقی
وقتی در یک جامعه یک تصویر انسان (چه در یک فلسفه یا علم، چه به عنوا ن یک انسان ایده آ لی و سرمشق که مثا ل اعلی یا ا سوه حسنه یا قهرما ن خوانده می شود) ایده آ ل منحصر به فرد جامعه شد، آن ایده آ ل، ا ستبداد مطلق در جامعه می یابد. یک تصویر انسانی هم نباید در جامعه، ایده آ ل انحصا ری باشد. وقتی یک سرمشق یا مثا ل اعلی یا یک تصویر ا نسانی در فلسفه یا ایدئولوژی حاکم در جامعه وجود دارد، آن ایده آ ل، روان و خرد و احساسات آ ن جامعه را در هم خواهد فشرد. یک ا ستبداد اخلا قی، شومتر از یک استبداد سیاسی ا ست. آ ن ایده آ ل اخلا قی و دینی و انسانی که ما را ا ز چنگا ل استبداد سیاسی می رهاند شبانگاه کارد استبدا دش را بر حلق ما خواهد ما لید.ه
صفحه 59 از کتاب ( نگاه از لبه پرتگاه) پروفسور منوچهر جمالي

زندانی مفاهیم
مفاهیم متضاد ما، زندا ن تفکر ما هستند. مثلا˝ وقتی منکر " هد ف" جهان و تاریخ می شویم می پذیریم که در جهان و تاریخ رویداد ها " تصادفی" هستند. اما هدف و تصادف با هم معنا دارند و بی هم هیچ معنائی ندارند. و وقتی ما منکر تصادف (عبث بودن جهان) شویم با قبول هدف و معنا از سر تصادف و عبث بودن را پذیرفته ایم. مثلا˝ وقتی منکر آزادی شدیم، همه رویدادها علیّ و ضروری و جبری هستند. اما جبر و ضرورت و علیت فقط در مقابل و با مفهوم آزادی، معنا دارند و بدون هم هیچ معنائی ندارند. مسئله اساسی این نیست که برای رفع ا ین مشکل حد میا ن جبر و آزادی یا هد ف یا تصادف را پیدا کنیم و طرز ترکیب و افترا ق آن ها را با هم و از هم کشف کنیم و یا ا ین که نشان بدهیم که مثلا˝ فقط علت یا هدف وجود دارد و تصادف و آزادی فقط زا ئیده از اشتباهات و فریب خود ما ست. ما از مفاهیم متضاد خود، توقع بیش از اندازه داریم. خود این مفاهیم از حدی که گذشتند، پدیده ها و واقعیا ت را مسخ می کنند و راه فهم را به ما می بندند. نه این که جهان و تاریخ هدف دارد یا ندارد، بلکه مفهوم و هدف و تصادف یا جبر و اختیارو.... مفاهیمی هستند که کاربردشان محدود یت زیادی دارد. کاربرد این مفاهیم از آ ستانه ای به بعد، نقش واقعی لین مفاهیم را منتفی می سازد. مفاهیم ما وسائلی هستند که ما برای معرفت خود ساخته ایم ولی به جای این که آ ن ها را به عنوان وسا ئل به کار ببریم و حد کاربرد وسا ئل خود را بدانیم، اصل قرا ر داده ایم. ما خود را در مفاهیم خود زندا نی ساخته ا یم. ما جهان و تاریخ را در مفاهیم خود زندانی ساخته ایم. جهان و تاریخ و خود ما زندانی مفاهیم ما شده اند. برای درک جهان و تاریخ و خود، باید خود را از زنجیر مفاهیم خود نیز آزاد ساخت.انسا ن را می توان در مفاهیمش زندانی سا خت. در هم شکستن حلقه های زنجیر ا سارت، آسا نتر ا ز پاره کردن حلقه های نامرئی مفاهیم، از ا نسان است. مسئله آزادی روزبروز مشکلتر می گردد. زنجیرهای اسارت و عبود یت روزبروز روانی تر و درونی تر می گردند. از روان و احساس، زنجیری می توان ساخت که محکم تر و سنگین تر و فشرنده تر از زنجیر فولادین است.
افکار و ایده آلهائی که به ما آزادی می دهند، زنجیر های آ ینده ما هستند.

برگشت به فهرست کتاب

ادامه کتاب

دانلود پي دي اف اين صفحه

 

Simorgh Raam (click bezanid)
Professor Jamali

سخنرانيها و اشعار پروفسور جمالي

مقالات پروفسور جمالي

صد پوند جايزه براي بهترين مقاله

کتابهاي پروفسور جمالي

مختصري از آنچه که از پروفسور ياد گرفتم

هر روز و هر هفته مقالات و سخنرانيهاي جديد وارد اين سايت خواهد شد. ما را فراموش نکنيد

اگر مطالب اين سايت براي شما جالب است برايمان ايميل بدهيد. تشويق شما بيخوابي ما را از ياد ميبرد



home l about us l contact l Music l Interests l Phone No.'s l Pictures l City Information l Pictures l Literaure