Home | About us | Contact | Music | Interests | Phone No.'s | Pictures | About Khomam | Pictures | Literaure

صفحه اول | گفتگو | تماس | موسيقي | نظرات | گردشگري | تلفن ها | آلبوم عکسها | درباره خمام | ساير سايت ها | دموکراسي | شعر | شعر محلي

Hakim Ferdosi Molavi (Rumi) Dr. Mohamad Mosaddeq Hakim Omar Khayam Hakim Razi Hakim Ebn Sina Farabi

Jan 07, 05 | 3:04 pm

مسيحيان و عدم تحمل دگرانديشان در ايران

مسعود نقره‌كار
جمعه ۱۸ دی ‌۱۳۸۳

پديده‌ی عدم تحمل و كشتار دگرانديشان ،دگررفتاران و مخالفان سياسی و عقيدتی ، به اشكال مختلف و با كاربرد انواع خشونت ، از آزار و تحميق و توهين و تكفير تا تبعيد و ضرب و شتم و زندان و شكنجه و كشتار، يكی از ويژگی‌های تاريخی‌ی ميهنمان است.(١) در اين ميان عدم تحمل و كشتار اقليت مذهبی‌ی مسيحی نمونه ای از حضور ديرپای اين پديده در جامعه‌ی ماست. اين مقاله اشارت كوتاهی ست به نمونه‌هائی ازعدم تحمل وكشتار اين اقليت مذهبی در ايران به مناسبت آغاز سال نو مسيحی.

*********

اگر چه مسيحيت در دوران اشكانيان در ايران پديدار شد (در زمان فرهاد چهارم پادشاه اشكانی عيسی در بيت لحم متولد شد)، اما عدم تحمل و كشتار مسيحيان از دوره‌ی گسترش مسيحيت در ايران ، يعنی از دوران ساسانيان آغاز شد. ساختار سياسی و مذهبی پديد آمده در آن دوران ساختار گفتار و رفتار ناشكيبانه در برابر اقليت‌های مذهبی ، از جمله مسيحيان بود. پادشاهان ، و مغان و موبدان زردشتی‌ی درباری هيچ دين غيررسمی ای را تحمل نمی‌كردند. آنان به همانندسازی مذهبی روی آوردند ، و تلاش شان اين بود دگرانديشان را مجبور كنند چون آنان بيانديشند و رفتار كنند.
شاپور دوم يك نمونه است. او كارش را با آزار و اذيت و سركوب مسيحيان ری و همدان و اصفهان و خوزستان و بلخ شروع كرد. شاپور دوم همچون ديگر شاهان ساسانی "نصارا"ی ايران را جاسوس روم می‌دانست و هراس داشت از اينكه عيسويان ايرانی آلت دست روميان شوند. "ذوالاكتاف" تاريخ‌مان برای تنبيه اسرای‌اش كتف آنان را سوراخ می‌كرد و از آنان ريسمان می‌گذراند.(٢) آنچه موبدان با دو فرد گرجی در آن روزگار كردند نيز ثبت است:
"دو فرد گرجی به جرم گرويدن به دين مسيح بازداشت شدند و پس از تحقتق ثابت شد كه پدر و مادر يكی از اين افراد مسيحی بوده است. در واقع آن فرد هم مسيحی زاده محسوب شده و رای به آزادی او می‌دهند، اما فرد ديگر را به آن دليل كه از دين زردشتی خروج كرده و به آئين عيسی گرويده است اعدام می‌كنند."(٣).
ماجرای "ناهيد و پدرش" نيز در "تذكره‌ی شهدای مسيحی" ثبت است. ناهيد به آئين مسيح گرويد و پدرش را نيز كه موبد زردشتی بود به اين آئين دعوت كرد ، و پس از بحث‌های فراوان پدر نيز به اين دين گرويد. حكومتيان از آن دو خواستند به دين زردشتی برگردند اما آن دو سرباز زدند. پدر را پيش چشمان دختر به طرز فجيعی كشتند و بعد دختر را نيز دار زدند."(٤)
يزد گرد دوم نيز بنا داشت به زور عيسوی مذهبی‌های ارمنستان را زردشتی كند. به فرمان انوشيروان "دادگر" از مسيحيان جزيه گرفته می‌شد. و برای مسيحيان نيز "مجازات دنيوی وجود داشت ، مجازات‌هائی همچون اعدام (مرگ ‌ارزان)، تازيانه ، زنجير، زندان ، اعمال شاقه ، داغ ، مثله كردن و....."(٥)
واپسين سال‌های ساسانيان نارضايتی مردم از پادشاهان و دين پيشه‌گان زردشتی به حدی بود كه اگر "اسلام در آن روزگاران به ايران راه نمی‌يافت شايد كليسا خود آتشكده‌ها را ويران می‌كرد."(٦)
اعراب به عنوان پيام آوران اسلام ، در دستی قران و در دستی ديگر شمشير، سرزمين مان را تصرف كردند. اينان با دگرانديشان ، دگررفتاران و مخالفان خود با زبان شمشير و دشنه سخن گفتند، و متاسفانه آن بخش از آموزه‌های محمد را انديشه و پيشه خود كردند كه "ابن هشام" در كتاب زندگانی حضرت محمد به آن اشاره دارد:
"رسول خدا دستور قتل هشت نفر را داد كه: سه نفر از آنان زن بودند و از قضای روزگار آنكه بيشتر اينان مردمی شاعر، و دوتن از زنان آوازخوان بودند كه جسارت كرده و در مخالفت با بعضی كارهای پيامبر اسلام ، و يا در انتقاد از خشونت‌های مسلمانان نسبت به غيرمسلمانان - اعم از مشركان يا يهوديان و مسيحيان موحد - شعر سروده و يا سخن گفته‌اند."(٧).
اعراب از همان آغاز دگران و دگرانديشان را اهل ذمه (زردشتی ، يهودی ، مسيحی و..)، موالی (بندگان آزادشده)، عجم (گنگ و بی‌زبان)، مشرك و.... خواندند. از همان هنگام دگرانديشی در ميان خود مسلمانان تحمل نشد چه رسد به تحمل پيروان اديان ديگر!. آزار و اذيت ، توهين و تكفير و كشتار مسيحيان در حيات حدود ١٥ سلسله و دودمانی كه دركشور ما و يا بخش‌هائی از آن ، از پيدائی مسيحيت در ايران تا صفويه ، به نوعی حكومت كردند، با شدت و ضعف وجود داشت.(٨) نمونه‌ی ديگری ست كشتار مسيحيان شهر آرتون ارمنستان به دست سلاجقه و كوچاندن اجباری بازماندگان به ايران .
دوران صفويه ، دوران حاكميت شاهان و شيخانی بود كه تعصب ، قشريگری ،تنگ‌نظری و آزار و اذيت دگرانديشان ملكه فكرشان بود. در قتل عام بزرگ تبريز، به عنوان يكی از بزرگترين كشتارهای دگرانديشان درتاريخ‌مان ، شاه اسماعيل به قزلباشان دستور داد كه هركه را نسبت به مذهب شيعه بی علاقگی نشان می‌دهد "بی پروا بكشند"، "حتی زنان آبستن را باجنين‌هايشان شكم دريدند"، و برخی از مسيحيان نيز در امان نماندند. شاه طهماسب نيز فرمان داده بود "اگر از جماعت عيسوی مذهب گرجی كسی اسلام نياورد محكوم به فناست ."
گفته اند اما، اگر شاه عباس "كبير" بر عيسوی مذهبی‌های گرجی سخت گرفت ، نه به دليل مذهب شان ، كه ابعاد سياسی داشت ، والا ايشان ارامنه را در جلفای اصفهان جای نمی‌داد و قصد ايشان هم "دارالكفر" ساختن نبود، اما "تاريخ اجتماعی ايران" و اسنادی ديگر اين "كوچ اجباری" و "وخامت آفرين" برای ارامنه را گونه ای متفاوت ثبت كرده است:
"هنگام انتقال ارامنه به جلفای اصفهان از ١٥ هزار خانوار فقط ٣هزار خانوار به اصفهان رسيدند و باقی در راه بر اثر گرسنگی ، بيماری و حملات ايلات چادرنشين تلف شدند."(٩)
در دوره قاجاريه نيز وضع همين گونه بود. هنگام كه اروپا روشنگری ملكه فكر و رفتارش بود آغا محمدخان قاجار درحال خراب كردن كليساها در تفليس بود، كشيشان را دست و پا بسته به آب می‌افكند و دختران و پسران شان را به اسارت و غنيمت می‌برد. تا هنگامه‌ی انقلاب مشروطه آزار و اذيت وتوهين و تكفير مسيحيان ادامه داشت .
مشروطه خواهان خواستار جدائی دين از حكومت ، و تساوی و برابری همه‌ی افراد ملت با هر عقيده و مرام و مذهب بودند. تا آن زمان برابری "خلاف شرع انور" بود و مسلمانان شيعه اثنی عشری خودرا تافته‌های جدابافته می‌پنداشتند. مشروطه بر اين تفكر نيز كه "غيرمسلمان نمی‌تواند بر مسلمان" رياست كند خط بطلان كشيد، كه سپردن رياست دستگاه انتظامی مملكت به "يپرم خان ارمنی" نمونه است. اما واقعيت اين است كه انقلاب مشروطه نتوانست دست فقها را از قانون اساسی مملكت كوتاه كند، و عدم تحمل دگرانديشان سياسی و عقيدتی تا هم امروز از ويژگی‌های تاريخی مان است. و سايه شيخ فضل الله نوری سياه تر از گذشته بر سر ميهنمان گسترده شده است ، و صدايش نيز كه می‌گفت:
"...قانون اساسی چه معنی دارد؟ قانون اساسی ما مسلمانان همان اسلام است و اعتبار به اكثريت آرا حرام تشريعی و بدعت در دين است .... يكی از مواد آن ضلالت نامه ملعون كه مسمی به قانون اساسی است اينست كه افراد مملكت متساوی الحقوقند. ای بيشرف ، ای بی غيرت ، ببين صاحب شرع برای اينكه تو منبتح به اسلامی برای تو شرف مقرر فرموده و امتياز داد تو را. تو از خودت سلب امتياز می‌كنی و می‌گوئی من بايد با مجوس و ارمنی و يهودی برابر و برادر باشم ...."
حكومت اسلامی ، به رهبری آيت الله خمينی ، فرزند فكری و رفتاری شيخ فضل الله نوری ، از همان فردای به قدرت رسيدن اش آزار و اذيت و كشتار دگرانديشان را آغاز كرد. توهين ، تحقير و چرك زبانی‌های ماسيده در متون آخوندی عليه مسيحيان ، بويژه ارامنه كه از دوران صفوی به بعد رواج يافته بود جان گرفت. ميزان مهاجرت مسيحيان از ايران طی حاكميت اسلامی خود گواه فشارهای متعددی است كه اين حكومت برمسيحيان ايرانی روا داشته است .
"يكی از جوانان ارمنی پس از خاتمه رشته‌ی طب برای گذرانيدن دوره‌ی خارج از مركز در يكی از شهرستان‌های كوچك به طبابت می‌پردازد. دو هفته پس از اشتغال اين جوان امام جمعه شهر به منبر ميرود و می‌گويد يك طبيب ارمنی به اينجا آمده ، اگر خودش نرود ما بيرونش می‌كنيم. طبيب جوان نه فقط آن شهر را بلكه ظرف مدتی كوتاه سرزمين ايران راترك می‌كند." (١٠)
تاكنون نيز نام تعدادی از كشيشان مسيحی و مسيحيانی كه گروه‌های فشار و كشتار حكومت اسلامی آنان را به قتل رسانده اند اعلام شده است .(١١ )
كشيش ارسطو سياح در اوائل انقلاب در شيراز به قتل رسيد. بهرام دهقانی تفتی ، فرزند اسقف دهقانی تفتی نيز در همان هنگام كشته شد.
سال ١٩٩٠، كشيش حسين سودمند در مشهد به دار آويخته شد. پس از آن جهان شاهد جنايات هولناك سال ١٣٧٣ (١٩٩٧)بود: كشتار فجيع ٣ كشيش مسيحی ،‌هايك هوسپيان مهر، تاتاووس ميخائيليان و مهدی ديباج ،به دست گروه‌های فشار و كشتار اسلامی.
٧ مهر ماه ١٣٧٥ نيز محمدباقر يوسفی (روانبخش) بر درختی در جنگل‌های مازندران دار زده شد. شبيخون به جشن‌های سال نو ميلادی در ايران و جلسات مذهبی مسيحيان ، دستگيری ، زندان شلاق و شكنجه‌ی آنان نيز در حكومت اسلامی امری عادی شده است.
١٩شهريورماه ١٣٨٣ اعلام شد:
"نيروهای امنيتی جمهوری اسلامی با هجوم به گردهمائی‌ی پيروان يكی ازشاخه‌های دين مسيحيت - جماعت ربانی -دست كم ٨٠ نفر را دستگير كردند."(١٢)
حدود چهار هفته بعد پايگاه اينترنتی مسيحيان جهان گزارش داد:" ...همه‌ی دستگيرشدگان غير از حميد پورمند، از كشيشان ربانی آزاد شده اند....... مسيحيان كليسای ايونجليست يا جماعت ربانی در ايران ازاوايل دهه ١٣٧٠ تاكنون تحت فشار جمهوری اسلامی برای محدودسازی فعاليت‌های مذهبی شان قرار داشته اند. در همين راستا شماری از مقام‌های مذهبی اين كلسيا از جمله كشيش هوسپيان مهر، سودمند، ميكائيليان و ديباج تاكنون رسماً به اتهام ارتداد اعدام و يا به شكل غيررسمی ناپديد و كشته شده اند. به عقيده صاحبنظران ، جان حميد پورمند كه بنابر گزارشها ٢٥ سال پيش از اسلام به مسيحيت گرايش يافته در خطر است. چرا كه مطابق قانون مجازات اسلامی كيفر بازگشت از اسلام اعدام است. اين درحالی است كه آقای پورمند علاوه بر اين از درجه داران ارتش بوده ، حال آنكه مطابق قوانين جمهوری اسلامی استخدام افراد غيرمسلمان در همه‌ی اركان نيروهای نظامی ممنوع است."(١٣)
و اينگونه است كه مسيحيان ايرانی در حاكميت اسلامی يكی ديگر ازسخت ترين دوران زندگی مسيحيان اين مرز و بوم را از دوره‌ی اشكانيان تا به امروز تجربه كرده و می‌كنند. با نگاهی به قانون اساسی جمهوری اسلامی ، قوانين مجازات‌های اسلامی و قصاص ، ادای شهادت اقليت‌های دينی ، قوانين ارث و وراثت و....می توان حديث مفصل از اين مجمل خواند.
-----------------------------------
زيرنويس:
١- در مجموعه ای كه با عنوان "جنگل شوكران‌ها"- كشتار دگرانديشان در ايران - منتشر خواهد شد، همراه با ارائه اسناد و مدارك ، به "پيشينه‌ی تاريخی ، علل و راه حل‌های " پديده‌ی عدم تحمل و كشتار دگرانديشان در ايران پرداخته شده است. نخستين جلد اين مجموعه كه با همكاری مهدی اصلانی و من (مسعود نقره‌كار) تهيه ، تدوين و تاليف شده بزودی منتشر خواهد شد.
٢- رازی ، عبدالله ، تاريخ كامل ايران ، انتشارات اقبال ، چاپ يازدهم ، زمستان ١٣٧٣
٣- گفت وگو با دكتر حسن رضائی باغ بيدی ، مسيحيت در ايران باستان ، شرق ، دی ماه ١٣٨٣
٤- همانجا
٥-منبع شماره ٢
٦- زرين كوب ، عبدالحسين ، تاريخ ايران بعد از اسلام ، اميركبير، چاپ دوم ، تهران ١٣٥٥ ( و يا رجوع كنيد به كريستن سن ، آرتور ، وضع ملت و دولت و دربار در دوره شاهنشاهی ساسانيان ، ترجمه و تحرير مجتبی مينوی ، از نشريات كميسيون معارف ، تهران ١٣١٤)
٧- مومنی ، باقر، نخستين ترورهای فردی ، سياسی و كشتارهای جمعی در جامعه مدنی اسلامی ، اتحاد كار، شماره ٨٢ ، بهمن ١٣٧٩(با استفاده از كتاب "زندگانی حضرت محمد"ص"، "سيره "النبی"، ابن هشام (٢ جلد)، مترجم حجت الاسلام سيدهاشم رسولی ، چاپ دوم ، كتابخانه اسلاميه ، تهران. بهار١٣٦٤).
٨- منبع شماره ٢
٩- مرتضی ، راوندی :تاريخ اجتماعی ايران، ( و رجوع كنيدبه گفت وگو با آندرانيك سيمونيان ، استاد دانشگاه با سرگه بارسقيان ، با عنوان "تبارشناسی ارامنه ايران"(١و٢) ، چهارشنبه ٢٩ دی ماه ١٣٨٣، سايت اينترنتی گويا).
١٠- مليكيان ، آرتاواز: اقليت ستيزی‌ی جمهوری اسلامی ، كيهان (لندن)، شماره ٨٤١ بهمن ماه ١٣٧٩
١١- كلمه ، مجله ايمان و فرهنگ مسيحی ايرانی ، شماره ١٠ ، سال دوم ، نوامبر١٩٩٦ ، از انتشارات ايلام .
١٢- راديوفردا ، سپتامبر٢٠٠٤ (برگرفته از سايت اينترنتی ايران امروز، ١٤ سپتامبر ٢٠٠٤ ١٣- همانجا ، ٨ اكتبر ٢٠٠٤ )


Simorgh Raam (click bezanid)

جشنهاي ايران

 

Professor Jamali

سخنرانيها و اشعار پروفسور جمالي

فرهنگ ايران

مولوي مطرب معاني

کتابهاي پروفسور جمالي

فیلتر

هر روز و هر هفته مقالات و سخنرانيهاي جديد وارد اين سايت خواهد شد. ما را فراموش نکنيد

اگر مطالب اين سايت براي شما جالب است برايمان ايميل بدهيد. تشويق شما بيخوابي ما را از ياد ميبرد



home l about us l contact l Music l Interests l Phone No.'s l Pictures l City Information l Pictures l Literaure