Home | About us | Contact | Music | Interests | Phone No.'s | Pictures | About Khomam | Pictures | Literaure

صفحه اول | گفتگو | تماس | موسيقي | نظرات | گردشگري | تلفن ها | آلبوم عکسها | درباره خمام | ساير سايت ها | دموکراسي | شعر | شعر محلي

Hakim Ferdosi Molavi (Rumi) Dr. Mohamad Mosaddeq Hakim Omar Khayam Hakim Razi Hakim Ebn Sina Farabi

اندیشنده: فرشید پژاوند
عنوان : هضم فکری
تاریخ: لندن 2 آگوست 2005 میلادی



با من سخن بگو
امروز که ایمانم کم رنگ شده ست
گوش شنیدنم هست
فردا که ایمانم به تمامی از دست رفت
به سخنانت اندیشه خواهم کرد

اگر میوه آزادی شیرین است
به یادم بیانداز
که تخم آزادی را قورت دهم


فکر را میتوان جوید
و هضم کرد
فکری که چند بار جویده شود
زودتر هضم میشود
فکری که استخوان داشته باشد
سخت جویده و دیر هضم میشود
فکری که تند جویده شود
دیر هضم میشود و زود جذب میشود
فکری که کند جویده شود
زود هضم و دیر جذب میشود
فکری که چند بار هضم شد
آماده میشود تا دوباره آن را جوید



برف میتواند بر کله ات بروید
اگر مغزت زمستان
و اندیشه ات یخ زده باشد

بیا یک روز با هم باشیم
و پنجاه سال بخندیم
یا بیا یک روز با هم گریه کنیم
و پنجاه سال از هم جدا باشیم


چه لحظه دردآوری
هنگامیکه پا میخواهد از میان ده جفت کفش
کفشی را برگزیند
که از همه تنگ تر است
شادی آورتر اینکه
دستی شهوت انگیز
درون دست کشی میرود
که از همه گشاد تر است


ماهی گیری ورزیده اگر باشی
خدا را میتوانی صید کنی
به قلاب بکشی
و در شبی مهتابی
آن را نوش جان کنی
بی آنکه از واقعیتی بترسی
بی آنکه تیغ ایمان در گلویت گیر کند
بی آنکه تور حقیقت خفه ات کند


صدای بیرون آمدن دسته کلید از جیب پالتو
دیریست این پالتو را بر تن دارم
صدای برخوردن کلیدها با هم
تار و پود اندیشه ام آشفته و سرگردان است
صدای لولا های زنگ زده
دردی کهنه از سینه ام فوران میکند
صدای بسته شدن در
باز در چنبر حقیقت افتادم
صدای چرخیدن کلید
در این دایره تنگ مجال نو شدن نیست
صدای قفل شدن
نمیتوانم بیاندیشم
باز صدای برخورد کلیدها با هم
افکار آشفته باز به من حمله میکنند
صدای افتادن دسته کلید در جیب پالتو
دیریست این پالتو را پوشیده ام
که دیگر اندازه ام نیست


اگر در من تخم کین و نفرت هست
در خدا هم هست
خدایی این چنین من آفریده ام
در خدا اگر کین و نفرت است
در من نیست
خدایی اینگونه هرگز نزاییده ام



نمک هم میتواند خدا باشد
دریا را شور کند
اشکها را شور کند
اما دلم امروز نمکین است
مگر نمیدانی دختر


دلهای شیشه ای
واژه های شیشه ای
چه زود شکستم
با اینکه هنوز
آنچه در سر داشتی نگفتی


در کنار کوه آتشفشانی
میتوان نشست
چای نوشید
حرفهای گرم شنید
و پستان گرم زمین را نوازش کرد
کوه نیز گوش میدهد
گهگاه خمیازه میکشد
وای اگر کوه بفهمد
که حرفها دروغ است
عشق در میان نیست
آنگاه سرفه میکند
و به ما میخندد

ترسوها
جسورانه به ترس پناه می برند



شاهی که با سرباز مات شود
آبروی شطرنج را میبرد


میتوان با دیگران زیست
اما نباید از دیگران زیست


در خانه نشسته ایم
و سختی ها بیرون در کمین اند

همینکه از تنها بودن رنج میبریم
در را میگشاییم
و سختی ها ما را در آغوش میگیرند


دلهای آهنین
زود زنگ میزنند


سرانجام دختر خودخواه
از تصویرهای آینه
دوست دلخواهش را برگزید


خدا را باور دارم
بی آنکه کسی میان من و او قرار گیرد
برای شنیدن آواز خدا
گوش دارم
به گوش کس دیگر نیازم نیست
تو که میخواهی حرفهای خدا را به من بزنی
دروغ میگویی و سرم را کلاه میگذاری



اگر بدی ها را از نیکی ها جدا کنیم
زندگی مان بهتر خواهد شد
بدی ها چون تنها شوند
روزی به ناچار خواهند مرد


گرسنه نمان
پول را میتوان جوید
اما سیر نخواهی شد

خدا را باور دارم
بی آنکه کسی میان من و او قرار گیرد
برای شنیدن آواز خدا
گوش دارم
به گوش کس دیگر نیازم نیست
تو که میخواهی حرفهای خدا را به من بزنی
دروغ میگویی و سرم را کلاه میگذاری

Simorgh Raam (click bezanid)
مقاله هاي جديد: اينجا کليک کنيد


کتاب جمالي در باره حافظ
جشنهاي ايران

Professor Jamali

سخنرانيها و اشعار پروفسور جمالي

سکولاريته
حقوق بشر

فرهنگ ايران

مولوي مطرب معاني

کتابهاي پروفسور جمالي

دفاع از اقليتها

مهمانان ما

فیلتر

هر روز و هر هفته مقالات و سخنرانيهاي جديد وارد اين سايت خواهد شد. ما را فراموش نکنيد

اگر مطالب اين سايت براي شما جالب است به ما ايميل کنيد
نظريانت و تشويق شما ما را دلگرم ميکند



home l about us l contact l Music l Interests l Phone No.'s l Pictures l City Information l Pictures l Literaure