Home | About us | Contact | Music | Interests | Phone No.'s | Pictures | About Khomam | Pictures | Literaure

صفحه اول | گفتگو | تماس | موسيقي | نظرات | گردشگري | تلفن ها | آلبوم عکسها | درباره خمام | ساير سايت ها | دموکراسي | شعر | شعر محلي

Hakim Ferdosi Molavi (Rumi) Dr. Mohamad Mosaddeq Hakim Omar Khayam Hakim Razi Hakim Ebn Sina Farabi

اندیشنده: فرشید پژاوند
عنوان : هضم فکری
تاریخ: لندن 2 آگوست 2005 میلادی

نمیدانم چرا اعتماد در دستانم نمیگنجد؟
گویا تازگی ها اعتماد بسیار لیز شده است.
از بس که نابخردان
به آن روغن بی اعتمادی زده اند.


دوای درد تو در دست من است
تو یک قاشق چایی میخواهی
تا چای را خوب هم بزنی
تا زندگی ات شیرین تر شود.


نمی دانم چرا گمان کردی
موهایم یونجه است
که آنها را ناگهان خوردی
اگر میدانستم که گرسنه ای
اگر میدانستم که در خانه نمکدان نبود
به دریا میرفتم
و موی ها را به دست آب می سپردم
تا تو را نمک گیر کنم.


زور نزن که هم قد آفتاب شوی
اگر آفتاب بلند قد بود
غروبها کفش پاشنه بلند نمی پوشید
تا هم قد شب شود.


از من مخواه باز گردم
و تو را نگاه کنم
ولی قول میدهم
راه خود را دنبال کنم
بی آنکه تو را ببینم


تو را چند بار باید دید
و به دندان کشید
مشکل اینجاست
که آیا نخستین بار
از دیدنت سیر خواهم شد یا نه؟


میشود با اسکلتی سخن گفت
اما به سختی میتوان
به جنسیت آن پی برد


دوستان بی شیله پیله را
باید در حمام جست


به من پول نده تا برایت پس انداز کنم
من تو را خرده خرده خرج میکنم
و درهای بانک دامنت را میشکنم


ایکاش سه چشم داشتی
و با چشم سومت
تنها مرا میدیدی


زشتی را با پایت له مکن
زشتی به پاید میچسبد


میخواهم مچاله ات کنم و
تو را به گوشه ای بیاندازم
اما میترسم در سراشیبی نگاه من
سُر بخوری و به سوی من باز گردی


با این همه بال که به خود آویخته ای
با این همه پر که بر خود چسبانده ای
با این همه عقاب چابک
که در مردمک چشم تو پنهان است
چرا شوق پرواز را در خود کشته ای ؟


در هر چه مینویسم
در هر چه می اندیشم
در هر چه نگاه میکنم
رد پای عشق را
در خیالم احساس میکنم

عمل جراحی زیبایی
چه غوغا میکند
چه زیبا میکند
ایکاش مغزها را نیز
میتوانستیم جراحی زیبایی کنیم
تا دنیا را بهتر ببینیم
تا بهشتی زیباتر بیافرینیم

دلهای دست دوم
دنبال عشق دست اول هستند
تا با آن بازی کنند

در آن لحظه که ایستاده ای
یک پایت می تواند در فصل زمستان
و دیگری در بهار باشد
بی آنکه بفهمی

سفره را باز کن
شام، عشق میهمان است


سفره را باز کن
شام، عشق میهمان است

با یک موی سیاه تو
میتوانم جنگلی را پر کنم

!اگر دست به تو نمیدهم، عزیزم
نمیخواهم در تماس با تو
دست از لبان، پیشی بگیرد

کدام یک را بهتر میدانی
ایستادن و سکوت
یا نشستن و فریاد

به خود فشار نیاور
که بلند تر شوی
به خود فشار نیاور
که در بلندی بمانی
به خود فشار نیاور
که ناگهان بیافتی
به خود فشار نیاور
که در چاهی بغلتی
یاد بگیر در ژرفترین دریا
همانگونه بیاندیشی
که بر فراز بلندترین قله
میبینی

به جایی رسیده ام
که فکر میکنم
میوه و ریشه یکیست

امیدوارم هیچگاه کامل نشوم
روز کامل شدنم
روز مرگ من است

:در فکرت ، دو چیز را میتوان یافت
یکی چرخ یدک
و دیگری سوخت اضافه در صندوق عقب
!نگران نباش چرا نمیتوانی فکر کنی
هم برای پنچر شدندت چاره هست
هم آنگاه که سوختت به پایان میرسد

اگر پیراهنت آستین ندارد
در عوض یقه ات را گشاد دوخته اند
تا گردنت کلفت تر شود

:نادانی
درختی فلز مانند
که برگهایش مس شده است
شاخه هایش به نقره ماننده است
میوه اش سالهاست فولاد گشته
ولی ریشه اش از طلاست

دروغ نگو که در آینه زندگی میکنی
شیشه ای از دست تو سالم نمانده است

:خشم
دستی درازتر ازدیگر دست
پایی کوتاه تر از دیگر پای
چشمی کم سو تر از دیگر چشم
گوشی ناشنواتر از دیگر گوش


Simorgh Raam (click bezanid)
مقاله هاي جديد: اينجا کليک کنيد


کتاب جمالي در باره حافظ
جشنهاي ايران

Professor Jamali

سخنرانيها و اشعار پروفسور جمالي

سکولاريته
حقوق بشر

فرهنگ ايران

مولوي مطرب معاني

کتابهاي پروفسور جمالي

دفاع از اقليتها

مهمانان ما

فیلتر

هر روز و هر هفته مقالات و سخنرانيهاي جديد وارد اين سايت خواهد شد. ما را فراموش نکنيد

اگر مطالب اين سايت براي شما جالب است به ما ايميل کنيد
نظريانت و تشويق شما ما را دلگرم ميکند



home l about us l contact l Music l Interests l Phone No.'s l Pictures l City Information l Pictures l Literaure