Home | About us | Contact | Music | Interests | Phone No.'s | Pictures | About Khomam | Pictures | Literaure

صفحه اول | گفتگو | تماس | موسيقي | نظرات | گردشگري | تلفن ها | آلبوم عکسها | درباره خمام | ساير سايت ها | دموکراسي | شعر | شعر محلي

Hakim Ferdosi Molavi (Rumi) Dr. Mohamad Mosaddeq Hakim Omar Khayam Hakim Razi Hakim Ebn Sina Farabi

اندیشنده: فرشید پژاوند
عنوان : هضم فکری
تاریخ: لندن 2 آگوست 2005 میلادی


به ناهید سوگند ایران را
که موهایت چو نیلوفر
به روییدن نمایان است
ز گلدان سرت پرسم
که گوید این گل زیبا
ز چشم بد هراسان است
بکن اینک نمایانش
به تاریکی نپیچانش
سیاهی بدترین زهر است
و آیینش زمستان است
به تیزاتیز سرنیزه
به ژرفاژرف برانش
جدا کن کاغذ شب را
ز دفترهای چشمانت
چنین پوشش برای گل
بیابان است بیابان است.


از این غمگین سرای سرد و بی آغوش
که سرو سبز بخت و آرزوهایم
دیریست ، فغان ! ای وای!
در آن خشکیده، پوسیده و مرده است
بلندم کن! بلندم کن! عزیزم
دختر دیروز و امروزم
بخندانم به گل لبخند دیروزت
نمیگویم که خالی کن اتاق میهمانها را
که مردی تیره بخت و خاک بر پیکر
از ره رسیده میهمان است
بلکه میگویم
که بازوهای من را گرم
به مانند روزگاران بهارین
قوت دیرینه اعطا کن عزیزم
دختر دیروز و امروزم
رهایم کن رهایم کن
از آن دستی که با نام بلا
محکم به پای سرد و بی رمق
میکوبد تبرهای تهی از پهلوانی را
و میخندد به حال روزگار دیرپیوندم
رهایم کن عزیزم دختر دیروز و امروزم
به من گفتی که این تلخی
داستانی بس کهن دارد
به من گفتی که این روباه
هزاران سال سر دارد
جدایم کن ! جدایم کن
از این بختی که چون بختک
فتاده بر سر و جان و دل و دستم
که آرام و گرم و بی خیال
بگویم همان هستم
که در رویای تو دیروز بنشستم
رهایم کن رهایم کن عزیزم!
دختر دیروز و امروزم.

فرشید اکبریان آذر


هر واژه
ساختمانی ست چند آشکوبه.
هر آشکوب اتاقهای گوناگون
و هر اتاق رنگی ویژه دارد.
از این اتاق به آن اتاق سر میزنی
اندیشه ات دگرگونه میشود.
همینکه از این آشکوب به آن آشکوب
اسباب کشی میکنی
زندگی ات معنای تازه میگیرد.
هر واژه
ساختمانیست چند آشکوبه
که نه زیر زمینش هویدا
و نه بامش پدیدار است.


لرزان لرزان زمان به عقب باز گشت
اما تو کودک نشدی.
عقربه های ساعت نیز شتابان معکوس چرخید
اما تو کودک نشدی.
گلهای خوشبوی سپید یاس خوابید و همه غنچه شد
اما تو کودک نشدی.
غوره شد انگورهای سبز باغ زیر آفتاب گرم مرداد
اما تو کودک نشدی.
دشنه ها نالان از سینه ها برون آمد و غلاف شد
اما تو کودک نشدی.
آسمان خراش پیر آب رفت تا اینکه لانه شد
اما تو کودک نشدی.
شیر گرم بر پستان مادر ماند و ماند تا ماسید
اما تو کودک نشدی.
شلوار و پیراهنت کوچک و کوچکتر شد
اما تو کودک نشدی.
کینه ها و تنفر همه عشق شد و مهر
اما تو کودک نشدی.
افسوس! همه کودک شدند و کودک ماندند
اما تو کودک نشدی.


از بلندی ها نمی هراسم
ترس من از سایه ایست
که روی آن ایستاده ام.


روی خودنویس
اثر انگشت من مانده است
نوشته هایم اما
از من آبستن شده اند.


روی فرش ناقص
نمیتوان نشست
تابلوی نیمه کاره را
به دیوار نمیتوان آویخت.
جدا شده ها از وطن را
به من بازگردانید
تا روی آن بنشینم
و خود را در آن قاب کنم.


خدا به من اینچنین زور گفت:
ببین چه خانه زیبایی ساخته ام.
در خانه من زندگی کن
و آرام و آسوده بخواب
فراموش مکن که مستاجری
اگر حرفشنوی نکنی
از خانه ام بیرون میاندازم
و تو را روانه خیابانها میکنم.


نمیدانم چرا اعتماد در دستانم نمیگنجد؟
گویا تازگی ها اعتماد بسیار لیز شده است.
از بس که نابخردان
به آن روغن بی اعتمادی زده اند.


دوای درد تو در دست من است
تو یک قاشق چایی میخواهی
تا چای را خوب هم بزنی
تا زندگی ات شیرین تر شود
.


نمی دانم چرا گمان کردی
موهایم یونجه است
که آنها را ناگهان خوردی
اگر میدانستم که گرسنه ای
اگر میدانستم که در خانه نمکدان نبود
به دریا میرفتم
و موی ها را به دست آب می سپردم
تا تو را نمک گیر کنم.


زور نزن که هم قد آفتاب شوی
اگر آفتاب بلند قد بود
غروبها کفش پاشنه بلند نمی پوشید
تا هم قد شب شود.


از من مخواه باز گردم
و تو را نگاه کنم
ولی قول میدهم
راه خود را دنبال کنم
بی آنکه تو را ببینم


تو را چند بار باید دید
و به دندان کشید
مشکل اینجاست
که آیا نخستین بار
از دیدنت سیر خواهم شد یا نه؟


میشود با اسکلتی سخن گفت
اما به سختی میتوان
به جنسیت آن پی برد


دوستان بی شیله پیله را
باید در حمام جست


به من پول نده تا برایت پس انداز کنم
من تو را خرده خرده خرج میکنم
و درهای بانک دامنت را میشکنم


ایکاش سه چشم داشتی
و با چشم سومت
تنها مرا میدیدی


زشتی را با پایت له مکن
زشتی به پاید میچسبد


میخواهم مچاله ات کنم و
تو را به گوشه ای بیاندازم
اما میترسم در سراشیبی نگاه من
سُر بخوری و به سوی من باز گردی


Simorgh Raam (click bezanid)
مقاله هاي جديد: اينجا کليک کنيد


کتاب جمالي در باره حافظ
جشنهاي ايران

Professor Jamali

سخنرانيها و اشعار پروفسور جمالي

سکولاريته
حقوق بشر

فرهنگ ايران

مولوي مطرب معاني

کتابهاي پروفسور جمالي

دفاع از اقليتها

مهمانان ما

فیلتر

هر روز و هر هفته مقالات و سخنرانيهاي جديد وارد اين سايت خواهد شد. ما را فراموش نکنيد

اگر مطالب اين سايت براي شما جالب است به ما ايميل کنيد
نظريانت و تشويق شما ما را دلگرم ميکند



home l about us l contact l Music l Interests l Phone No.'s l Pictures l City Information l Pictures l Literaure