Home | About us | Contact | Music | Interests | Phone No.'s | Pictures | About Khomam | Pictures | Literaure

صفحه اول | گفتگو | تماس | موسيقي | نظرات | گردشگري | تلفن ها | آلبوم عکسها | درباره خمام | ساير سايت ها | دموکراسي | شعر | شعر محلي

Hakim Ferdosi Molavi (Rumi) Dr. Mohamad Mosaddeq Hakim Omar Khayam Hakim Razi Hakim Ebn Sina Farabi


انسان تلنگري


یک بوسه، یک گل ، یک بو ، یک حرف ، یک اشاره و یک صدا ، میتواند در من انگیزه ایجاد کند و ریشه هایم را لمس کند و به من تلنگر بزند. حرف زیاد میشنوم اما عاشق آن حرفم که زندگی ام را از این رو به آن رو کند. اشاره بسیار است اما عاشق آن اشاره ام که مرا به آن سوی جهان بکشاند. پچپچ زیاد است ولی عاشق آن صدایی هستم که اگر یکروز آن را نشنوم، جانم پژمرده شود. عاشق آن بویی هستم که فضای مرا بپوشاند. عاشق آن گلی هستم که سپیده دم روی بالشم بشکفد و من در مستی خواب آن را با دستم گره بزنم. زیاد بوسیده ام ولی عاشق آن بوسه ام که مزه اش مستم کند و من را عوض کند برای دگرگونی نیازی به هیچ آموزه ای و هیچ کتابی و هیچ پندی ندارم


من تا از ریشه تغییر نکنم و تا چیزی بن مرا دگرگون نکند ، کاری نمیکنم و فکری هم نمیکنم. باید ریشه هایم را غلغلک داد تا از ته دل بخندم. باید تاریکترین نقطه من را لمس کرد تا به روشن ترین نقطه من رسید. من یک انسان تلنگری هستم

حقيقت چيست؟

وقتی احساس کنیم یک کتاب یا یک مکتب یا یک فکر یا یک سلیقه ، تمام درد ما را درمان میکند ، بی آنکه بدانیم ، در چهارچوب آن کتاب یا فکر یا سلیقه گرفتار میشویم و در آن میمانیم

هنگامیکه فکر میکنیم که به حقیقت رسیده ایم ، دیگر دنبال حقیقت نمیرویم ، چون احساس میکنیم که آن را داریم. کسی که فکر میکند حقیقت را دارد ، دیگر چیز تازه ای را نمی خواهد کشف کند. کسی که فکر می کند به حقیقت رسیده است دیگر مزه تازگی را نمیچشد و با همان مزه ای که همراهش هست تا پایان عمر سر میکند

مشکل ما گیر کردن در دام حقیقت است. بدبختی ما هنگامیست که قفس حقیقت کورمان میکند و در این زندان تا آخر عمر به سر میبریم

گذشتن از حقیقت و پریدن از قفس حقیقت ، هنگامی صورت میگیرد که حقیقت را به نقد بکشیم و آن را با جان و دل نپذیریم فرار از حقیقت یعنی دوباره زاده شدن. فاصله گرفتن از هر حقیقتی ما را تازه میکند تا حقایق تازه را کشف کنیم

هدف

هدف هر چه دورتر باشد ، رسیدن به آن سخت تر است. اما مشکل من هدفی ست که نزدیک من است و به آن نمی توانم برسم
راههای ساده ما را زودتر به هدف میرساند. اما عاشق راههای پر پیچ و خم هستم که دیرتر برسم و حتی نرسم. من این راهها را دوست دارم. راه ساده به من هیچ یاد نمیدهد

راه خودم را انتخاب نمیکنم. من راه خود را به وجود میآورم

دوست دارم سنگین باشم مانند صخره و سنگین فکر کنم. درمیان دریا نمی خواهم روی آب شناور باشم. میخواهم به ته دریا برسم و عمق را کشف کنم. فکر سنگین با عمق کار دارد. آدمهای خوش خیال فقط به سطح دریا بسنده می کنند. فکر آدمهای زود باور فکر سبک است مثل پر

یک پرسش اساسی
پرسش اساسی اینجاست که
چه میخواهیم بشویم؟ میخواهیم رنگ تازگی به خود بزنیم و یا میخواهیم ازریشه تازه شویم
میتوانیم با پوشیدن چند لباس تازه و خانه را پر از وسایل غربی کردن و سوار شدن در یک ماشین گرانقیمت ، و از بر کردن چند اصطلاح غربی ، نشان بدهیم که تازه شدیم
یا میتوانیم خود را دوباره از بن تازه کنیم

درختی پژمرده و کهنه را میتوان چند شاخ و برگ تازه به آن چسباند و گفت که درختی تازه داریم ولی گذشت زمان آن شاخ و برگ را در آخر میپوساند و درخت ما باز به شکل اول در میآید. پس درختمان نو نگردیده بلکه ما خود را گول زده ایم و میتوانیم تخم همان درخت را دوباره در زمینی مساعد بکاریم و آن را آبیاری و باغبانی کنیم تا باز درختی نو و پر شاخ و برگ داشته باشیم

تازه شدن ، هنگامی معنی دارد که با بن کار داشته باشد. ما نیاز به تازه شدن از بن داریم. وگرنه اندر خم یک کوچه ایم

تقدیم به استاد منوچهر جمالی
اگر با هم نمیتوانیم زندگی کنیم ، میتوانیم با هم بیاندیشیم. بگذار اندیشه هایمان در ما زندگی کند

چه احساس خوبی هنگامیکه پژواک صدایمان را میشنویم. چه احساس بهتری هنگامیکه چیزی میگوییم و پژواک آن دیرتر برمیگردد. چه برترین احساس آنگاه که پژواکمان هرگز برنمیگردد

در راه زندگی آب بر سر راهم میبینم. برای گذشتن از رودخانه نیازمند آنم که قایقی شوی و مرا به آن سوی آب برسانی اینک آن سوی آبم . قایقت را برای خودت نگه دار. در مسیر زندگی نمیخواهم قایقت را با خود حمل کنم. اما حاضرم قایقی شوم و تو را به جای اول بازگردانم

 

هر چه بیشتر با کسی جنگ کنی بیشتر به او فکر میکنیي
هنگامیکه با کسی مبارزه میکنی و یا دل به کسی میبندی ، پس ناخودآگاه به او فکر میکنی. گاهی خیال میکنی که او را فراموش کردی یا به او بی اعتنایی اما فکر کردن به او بخشی ازفکر تو میشود و تا آخر عمر از این فکر رهایی نخواهی داشت. هر چه بیشتر با کسی جنگ کنی بیشتر به او فکر میکنی. گاهی چنان به دشمنت فکر میکنی که گویی همانند او شده ای و به او نزدیکی . دل کندن هم ساده نیست. فکر آن که روزی به او دل داده بودی چنان تمام وجود تو را گرفته که گویی جای او فکر میکنی و تصمیم میگیری. با هر کس چنان نجنگ که مثل او شوی. و از هر کس چنان دل نکن تا زخم کهنه در فکرت ایجاد کند.

 

مطالب اين صفحه از دکتر فرشید پژاوند

 


Simorgh Raam (click bezanid)
مقاله هاي جديد: اينجا کليک کنيد


کتاب جمالي در باره حافظ
جشنهاي ايران

Professor Jamali

سخنرانيها و اشعار پروفسور جمالي

سکولاريته
حقوق بشر

فرهنگ ايران

مولوي مطرب معاني

کتابهاي پروفسور جمالي

دفاع از اقليتها

مهمانان ما

فیلتر

هر روز و هر هفته مقالات و سخنرانيهاي جديد وارد اين سايت خواهد شد. ما را فراموش نکنيد

اگر مطالب اين سايت براي شما جالب است به ما ايميل کنيد
نظريانت و تشويق شما ما را دلگرم ميکند



home l about us l contact l Music l Interests l Phone No.'s l Pictures l City Information l Pictures l Literaure