Home | About us | Contact | Music | Interests | Phone No.'s | Pictures | About Khomam | Pictures | Literaure

صفحه اول | گفتگو | تماس | موسيقي | نظرات | گردشگري | تلفن ها | آلبوم عکسها | درباره خمام | ساير سايت ها | دموکراسي | شعر | شعر محلي

Hakim Ferdosi Molavi (Rumi) Dr. Mohamad Mosaddeq Hakim Omar Khayam Hakim Razi Hakim Ebn Sina Farabi

دوستان و همشهريان خمامي و گيلاني و ايرانيان ارجمند
چند ایمیلی از همشهریهای خمام و بطور کل از ایران دریافت میکنم که میپرسند که این مطالب سایت خمام چه ربطی به شهر خمام دارد. در پاسخ این مطالب را برایتان جمع آوری نمودم

آن چیزی که امروز مهم است آن است که ما محتویات فرهنگ ما را که بر دل هر ایرانی مینشیند و از دل و جگر و قلب ایرانی جوشیده است بیان کنیم و این محتویات را عرضه کنیم. در دانستن فرهنگ خودمان ما میتوانیم در کارها و مبارزات خود برای آزادی ودموکراسی یک مرزبندی داشته باشیم، حالا شاید بپرسید چرا مرزبندی؟

هر فکری موقعی محتویاتش شفاف میشود که بتواند مرزهای خودش را با آن فکر حاکم و با آن اندیشه حاکم و با آن ایدئولوژی حاکم بیان کند و خودش را با آن مرز بندی کند. اگر ما بیائیم بگویم کورش بزرگ بود و داریوش خیلی بزرگتر بود و هي تاریخ ایران را بیان کنیم. این درد ما را دوا نمیکند و فایده چندانی نیز ندارد و همچنین بنشینیم از قرآن و اسلام .انتقاد کنیم نیز ما را به هیچ جائی نمیرساند

ببینید؛ تمام انتقادهای ما خواه نا خواه برپایه معیار است. چه بسیار که این معیارها نا خدا آگاه بکار برده میشود. معیارهای روشنفکرهای ما معمولاً از فرهنگ غرب گرفته شده. ما عملاً با رد کردن اسلام فرهنگ غرب را اثبات میکنیم. ما بجای نفی شریعت، فرهنگ غرب را ناخداگاه جایش میگذاریم. این کار درست نیست. ما در انتقاد نیز باید معیارهائی بکار ببریم .که از فرهنگ خود ما برخواسته است. بخاطر همین است که خواست های ما همیشه به نتیجه وارونه میرسد

این است که ما درسایت خمام فرهنگ ایران را از سر در مقابل اسلام عبارت بندی میکنیم و مرزبندی میکنیم و میخواهیم نشان دهیم که پیام فرهنگ ایران چیست. میخواهیم در این پیام، مردم کشیده بشوند به خودی خودشان، و متوجه این خرد بنیادی، که در شاهنامه این همه از آن یاد شده است بشوند. آن خرد جمشیدی که کشتی میسازد و از کشوري به کشور ديگربه جهانگردی میپردازد

گذر کرد ازآن پس بکشتی در آب ............... زکشور به کشور بر آمد شتاب
چنین سال پنجه بورزید نیز ....................... ندید از هنر برخرد ، بسته چیز

ببینید که فردوسی چه میگوید؛ جمشيد اين چنين که پنجاه سال ناخدائي و جهانگردي با اين کشتي که خودش ساخته، ميکند، مي يابد که هیچ چیزی بر خرد انسان بسته نیست. این بینشی است که ایرانی داشته است، این فرهنگ ما است و ما باید اینها را بدانیم، حیف است که ما از این فرهنگ ما غافل باشیم و برویم از غرب یا عرب گدائی کنیم. آیندگان ما، ما را بخاطر این بی فکریها و گدائیها ملامت خواهند کرد
ببینید مولوی از این گدائی که ما گرفتارش هستيم چه میگوید

منگر به هر گدائی که تو، خاص از آن مائی .......مفروش خویش ارزان که تو بس گرانبهائی
به عسا شکاف دریا که تو موسی زمانی ....... بدر آن قباي مه را که ز نور مصطفائي

اينجا مولوي ميگويد؛ اي انسان تو خودت موسی زمان هستی دریا را میتوانی بشکافی
بشکن سبوي خوبان که تو يوسف جمالي .......... چو مسيح دم روان کن که تو نيز از آن هوائي
اينجا نيز مولوي به ايراني ميگويد: اي ايراني، اي انسان بلند شو، تو هم مثل مسيح دم روان کن، تو هم ميتواني با دم خودت مردگان را زنده کني. آري ما اين جامعه خود را بايد با اين دم دادن فرهنگ خود و گسترش فرهنگ خود زنده کنيم و به جوانها اميد بدهيم و آنها را بشاش کنيم و زنده کنيم. بجاي اينکه بيائيم خرافه زدائي بکنيم و بگوئيم زنده کردن مرده خرافه است، بيائيم جوانان خودمان را روحيه فرهنگ ايراني بدهيم و از نو زنده کنيم همان کاري که سقراط ميکرد. يادتان نرود که افکار سقراط کپي از فرهنگ زايشي ايران بود

تو هنوز نا پدیدی از جمال خود چه دیدی؟ ............سحري چو آفتابي ز درون خود برائي
تو هنوز خودت را نمی شناسی، تو سحر هستي و از درون خود در خواهي آمد
مگريز اي برادر تو ز شعله هاي آذر ................ ز براي امتحان را، چه شود اگر در آئي
به خدا تو را نسوزد رخ تو چو زر فروزد .......... که خليل زاده ائي تو ز قديم آشنائي
تو ز خاک سر برآور که درخت سربلندی ...........تو بپر به قاف قربت که شریفتر همایی
ز غلاف خود برون آ که تو تیغ آبداري ...............ز کمین کان برون آ که تو نقد بس روائي
شکری شکرفشان کن که تو قند نوشقندی ........... بنواز نای دولت که عظیم خوش نوایی

راه حل ساده است، ما فقط از خود نبايد گريزان باشيم و از خود ترس داشته باشيم. به خدا به خود آمدن ما را نميسوزاند بلکه رخهاي ما چون زر درخشان خواهد شد و اميد و آرزو در ما زنده خواهد شد
ما برای اینهمه مشکلات کشورمان راه حل داریم و این راه حل، فرهنگ ما است. تا ما به خود نیائیم و خود را نشناسیم متاسفانه چاره ائی هم نخواهد بود. حالا من بیایم بنویسم که شمال ما زیباست و این شهر از آن شهر زیباتر است و شمال ما شالیزارهای زیباتر دارد و يا اينکه شمال ما مردمان مهرباني و مهمان نوازتري دارد، این را که همه مینویسند. ولی من در این سایت از بن ما پیام میدهم و از ریشه ما میگویم و به هر جوان شمالی و بطور کل ایرانی میگویم که؛ ما برای ایران و ايراني پيامي داریم. اين پيام ما هويت ما است، بن ما است و فرهنگ ما است

ایرانی باید بیدار بشود و بداند که ما ایرانی هستیم واحتیاج به کشتی نوح نداریم، ما احتیاج به نجات دهنده نداریم، ما احتیاج به امام زمان نداریم. این خرد زاینده و آفریننده ما خودش از عهده همه کارها بر می آید. اين خرد ايراني است که بهشت را در همينجا و در همين دنيا مي سازد و وعده سرخرمن نميدهد. همانطور که جمشيد بهشت را در همين گيتي ساخت

بهرام و سیمرغ برای ایرانی بن دنیا است که از بهمن پدیدار شدند. در هر انسان ایرانی به قول مولوی این لیلی و مجنون است، يعني همان بهرام و سيمرغ در هر ايراني هست. و همچنين به قول حافظ در هر ایرانی این گلچهره و اورنگ هست
بنا براین ما با خرد خود میتوانیم با مشکلات و چون و چراها روبرو بشویم

بطور مثال این خواست دکتر معین در انتخابات ریاست جمهوری که قول داد که حقوق بشر و دموکراسی را پیاده کند و ایشان همچنین قول دادند که قوانينن اسلام را در قانون اساسي نیز میپذیرد. البته این خواست ایشان دو چیز متناقض با هم است. در هر صورت، این ادعای ایشان بود و از این قولها از زمان انقلاب مشروطیت به ما زیاد دادند. حالا ببینیم که این آقای دکتر معین در واقع چی گفت؟ آقای دکتر معین در واقع گفت که ما همان دموکراسی و حقوق بشر را میخواهیم که غرب میخواهد. خوب ما باید اینجا توجه کنیم، این خواست دکتر معین از بن ما نجوشیده و هیچ ضمانت اجرائی نیز ندارد و ما فردا نیز وقتی به آن مرحله هم برسیم نخواهیم دانست که چی میخواهیم

ما موقعی میتوانیم به چیزی برسیم که از بن خرد خودمان بجوشد، در این موقع است که ما میتوانیم به خواست خود برسیم

ببینید، در زبان فارسی این لغات خواسته و خواست از یک کلمه است. خواسته یعنی دارائی و ثروت، و خواست یعنی اراده کردن. چرا این دو معني از یک کلمه مي آيد؟
چون خواستی که از بن خود انسان و از خرد خود انسان روئیده باشد، بدانید که صد در صد به آن خواهد رسید. خوب توجه کنید به این، این فرهنگ ایران است که ناگهان در دو واژه خواسته و خواست چهره خود را نشان میدهد و میگوید که با .خواست خودت و خرد خودت به همه چیز میرسی

جهان را به خوبی من آراستم ....... چنان گشت گیتی که من خواستم

ولی بگذارید یک کم بیشتر در این مورد اندیشه کنیم، این خواسته های ما از زمان مشروطیت هیچ کدام از خود ما نروئیده یعنی ما نمیدانیم که چه چیزی میخواهیم
ما میگوئیم مشروطه میخواهیم ولی نمیدانستیم مشروطه چیست. در نتیجه آمدند یک چیزی به ما دادند که مشروعه بود ولی به .ما گفتند آقا این مشروطه است
حالا جمهوری خواستیم. یک جمهوری به ما دادند که درست ضد جمهوری است
انقلاب خواستیم، یک انقلاب به ما دادند که درست ضد انقلاب شد
برای چی؟ چرا اینطوری شد؟

برای اینکه آنچیزی را که ما میخواهیم، روان آن خواست و معنی آن از خواست خود ما نیامده و از خرد ما نیامده. بن ما خرد ما است، بن ما بهمن است. یعنی خرد آفریننده ائی که در هر انسانی هست و در هر ایرانی وجود دارد. ما بایستی این اصل را و این خرد را بپذیریم تا بتوانیم بگوئیم که ما حقوق بشر و دموکراسی میخواهیم

فرهنگ ایران این خواست های ما را در ما بسیج میکند
مثلاً ما بپردازیم به اینکه " جدائي حکومت از دين" بخواهیم. گفتن این حرف و گنجاندن این حرف در قانون اساسی هیچ ضمانت اجرائی ندارد. ولی وقتی که بگوئیم

در فرهنگ ایران بهمن یعنی خرد آفرینند و بهمن يعني خرد پیوند دهنده و بهمن يعني خرد ضد خشم و بهمن يعني خرد ضد قهر و باز هم، بهمن يعني خرد ضد خشونت. حالا موضوع اصلي اينکه اين بهمن در فرهنگ ايراني در هر انسانی هست. و اینکه در فرهنگ ایران جان مقدس است. این پیامهائی است که هر روزه ، به مدت بيش از چهل سال است که فیلسوف بزرگ ایران پروفسور منوچهر جمالی میدهد و ما اخيراً مطالبهاي اين استاد را در این سایت میگذاریم

حالا نفوذ این پیام را ببینید؛ این پیامهای این فیلسوف با آنکه در ایران ممنوع است به خود وزیر فرهنگ نیز نفوذ نموده که میگوید فرهنگ ایران عاری از هر نوع خشونت است. این گفته های وزیر فرهنگ از کجا آمد؟ این که از اسلام نیست. ببینید این فکرها میرسد در هر ایرانی نفوذ میکند حتی نا خود آگاه. ما محتویات فرهنگ ایران را باید بسیج کنیم وگرنه نشستن و چهارتا فرمول از غرب اجاره کردن و کرایه کردن و قرض کردن و آوردن به ایران، این به دل هیچ کس نمی نشیند و کسی نخواهد دانست که سکولاریته چیست، دموکراسی چیست و یا حقوق بشر چیست

ولی وقتی شما گفتید که بهمن اصل حقوق است و این خرد آفریننده هر انسان اصل ضد قهر است. تمام مردم با این یک جمله شما، هم دموکراسی دارند، هم حقوق بشر دارند و هم سکولاریته دارند و همه را با یک ضربه داریم

این فرهنگ ایران را بسیج کردن کار بسیار مفید و سازنده و کار آینده ساز است. این را ما نباید نا چیز بگیریم. فرهنگ ایران را بسیج کردن باید قدم اول ما باشد

محتویات فرهنگ ایران را باید بسیج کرد. باید از حافظ گفت، از مولوی گفت، از عطار گفت، از فردوسی گفت ووو ، باید گفت که فرهنگ ایران ژرف است، این اکوان دیو در شاهنامه مفهوم ژرفی دارد و این رستم و زال و سام و اینها بحثهای بنیادی را در شاهنامه طرح میکنند

نه اینکه ما بیائیم سر سری از مولوی و حافظ بخوانیم و به به و چه چه بکنیم. باید این فرهنگ خود را از دید فلسفی بنگیریم خوشبختانه و خوشبختانه ما فیلسوف جمالی را داریم که این گوهرهای گرانبها را یکی بعد دیگری از این دریای ژرف فرهنگ ایران بیرون آورده و ما در این سایت در اختیار شما گذاشتیم

ما بنیاد فرهنگ خود را باید بدانیم. ما باید فرهنگ خود را بدانیم. ما تا زبان خود را ندانیم زبان خارجی را که نمیتوانیم بدانیم ما تا فرهنگ خود را ندانیم چطور میتوانیم فلسفه غرب را بدانیم، چطور میتوانیم دموکراسی غرب را درک کنیم و یا سکولاریته غرب را درک کنیم

ما احساس ایرانی و فرهنگ ایرانی را باید در ایرانی زنده کنیم
فرهنگ ایران و محتوایش حل تمام مشکلات ما است و هر ایرانی در گسترش آن وظیفه دارد که بکوشد. ما با این فرهنگ خود میتوانیم بهشت نقد در همین دنیا بسازیم. ما وعده زاهد را نمیخواهیم. ما وعده سر خرمن نميخواهيم. فرهنگ ايران به ما ميگويد که شما با خرد خودت ميتواني بهشت خود را در همين گيتي بسازي. ما بهشت را در همين گيتي ميسازيم. ما بهشت ميسازيم براي خودمان، براي بچه هايمان و براي نسل آينده خودمان

من که امروزم بهشت نقد حاصل میشود ........ وعده فردای زاهد را چرا باور کنم

با آرزوی درک و نفوذ این فرهنگ وآلای ایران در تارپود ایرانیها، تنها راه رسیدن به آرزوها و آرمانهایمان و بهشت ایرانی

شاد باشید
صوفیانی

در ضمن: دوستان براي ما به آدرس پائين ايميل بفرستيد وبيائيد در اين راه فرهنگ ايران دست بدست هم بدهيم
in
fo@khomam.com

Simorgh Raam (click bezanid)
مقاله هاي جديد: اينجا کليک کنيد


کتاب جمالي در باره حافظ
جشنهاي ايران

Professor Jamali

سخنرانيها و اشعار پروفسور جمالي

سکولاريته
حقوق بشر

فرهنگ ايران

مولوي مطرب معاني

کتابهاي پروفسور جمالي

دفاع از اقليتها

مهمانان ما

فیلتر

هر روز و هر هفته مقالات و سخنرانيهاي جديد وارد اين سايت خواهد شد. ما را فراموش نکنيد

اگر مطالب اين سايت براي شما جالب است به ما ايميل کنيد
نظريانت و تشويق شما ما را دلگرم ميکند



home l about us l contact l Music l Interests l Phone No.'s l Pictures l City Information l Pictures l Literaure