Home | About us | Contact | Music | Interests | Phone No.'s | Pictures | About Khomam | Pictures | Literaure

صفحه اول | گفتگو | تماس | موسيقي | نظرات | گردشگري | تلفن ها | آلبوم عکسها | درباره خمام | ساير سايت ها | دموکراسي | شعر | شعر محلي

Hakim Ferdosi Molavi (Rumi) Dr. Mohamad Mosaddeq Hakim Omar Khayam Hakim Razi Hakim Ebn Sina Farabi

The Temple of Mithras
Discovery of the Temple. Discovered accidentally during construction work beside the Walbrook, London, this temple to the Persian god of light and the sun was moved to its present site in Temple Court, Queen Victoria Street, so the workers could get on with the job. The link is: http://www.britainexpress.com/History/temple_of_mithras.htm

معبد میتراس (معبدگاه ميتراس). عبادت گاهي که دو هزار سال پيش از فرهنگ ايران گرفته شد و در لندن، انگلستان در زمان رومان امپاير، امپراتوري روم بنا گرديد
من با یک دوست ایتالیائی، که آشنائی با آثار باستانی لندن داشت، چندین بار در خیابانهای مرکزی لندن به جستجوی ساختمانهای باستانی و به تحلیل آنها پرداختیم و با تعجب به معبد میتراس برخوردم. لازم دانستم مطالب برسی خودم را در حول و حوش این میتراس تهیه کنم و در اینجا در اختیار مطالعه عموم بگذارم. اگر کسی نظریه در این مورد داشت خیلی خوشحال میشوم که در اختیارم بگذارید تا بتوانیم با هم این را تکمیلتر کنیم
قبل از هر چیزی باید این را یاد آور شوم که مترسک (شکل آدم که در شالیزارها برای ترس پرندگان نصب میکنند) اگر خوب توجهه کنید این لغت از ترس نمی آید. اصلاً مترس یعنی در واقع نترس. این لغت مترسک همان میتراسک است که از میتراس می آید که به مرور زمان شد مترسک.داستانش به اين شکل است که: ه

در گذشته همانند امروز گردنبندها و الحاقیاتی وجود داشت که مردم برای دورماندن از گزند از آنها استفاده می کردند(خرافات عامه) که معمولا نام این اشیا به نام خدا مربوط میشد،مثلا بر گردن پسربچه ها چیزی می انداختند تحت نام خرمک(خرم از اسامی سیمرغ)، در مورد میتراسک ، وسیله ای بود که اعتقاد داشتند کشت را حفاظت می کند. بنابراین میتراسک معنی مثبت داشت. همانطور که در داستان سام و زال می خوانیم ، سیمرغ خود را خدای مهر معرفی می کند، ‌این وسیله که برای حفظ کشتزارها و باغها کاربرد داشته حتما نامش از اعتقادات مذهبی مردم گرفته می شود. با توجه به اینکه مردم پس از سالیان(به شخصه فکر می کنم بعد از اسلام) ریشه این واژه ها را فراموش کرده اند لفظ میتراسک همچون دیگر واژگان بسوی ساده سازی گام برداشته شده و به مترسک تبدیل شده.

تصویری از میتراس در حال بریدن رگ گاو (در حال آفریدن). این عکس از موزه لندن در انگستان در تاریخ مارچ سال دو هزارو پنج برداشته شد. ببینید ایدهای ایرانی در 2000 سال پیش چطور به لندن آمد
این تصویر میتراس در زیر زمین که هم اکنون ایستگاه بانک در لندن است پیدا شد و در موزه لندن در باربیکن برای دید عموم نگهداری میشود. سایت انگلیسی در مورد همین معبد میتراس در این لینک است
http://www.britainexpress.com/History/temple_of_mithras.htm
این معبدگاه که از ایران گرفته شده بود 1800 سال پیش در لندن در زیر زمین ساخته شد. در ایران چنین معبدی در غار ساخته میشد. چونکه در لندن کوه نبود و غار نبود، در نتیجه در لندن این معبدگاه را در زیر زمین درست کردند. این معبدگاها خطر بزرگی برای مسیحیت در آن زمان بود. ببینید این از همان ایده می آید که لانه سیمرغ در غار بود و آفرینش و زایش اصلاً در غار بود و اینکه زال در لانه سیمرغ در غار بزرگ شد ولی با 180 درجه تغییر در اصل آفرینش. در فرهنگ اصیل ایران آفرینش با عشق و جهان به هم پیوسته بود و در اعتقادات میتراس با بریدن و آزار و خون. از اینجا است که ایده خشونت در مذهب آغاز میشود

حالا نکاتی برداشته شده از فیلسوف بزرگ ما منوچهر جمالی (واقعاً و براستی تنها فیلسوف معاصر) در همین مورد میتراس: فرهنگ ما باید بدست ایرانی تحلیل بشود چون این فرهنگ از ماست و در خون و رگ ما است و تنها ما میتوانیم یک تحلیل درست از آن بیرون بکشیم نه یک خارجی. ما نباید دیگر ترجمه ائی بیندیشیم

در فرهنگ ایران هم به گاو و هم به ماه میگفتند مانگ. و به مجموعه جانها "گه او" که همان گاو باشد میگفتند. این بریدن ماه همان بریدن میان بن انسان است. این همان شق القمر در قرآن است
در فرهنگ ایران در جلوتر روئیدن و زائیدن آفریدن بود. بعد در فرهنک میترا (میتراس) بریدن رگ گردن گاو آفریدن شد

همین موضوع در اسلام نیز آمده است که الله در خرق کردن خلق میکند. خرق در اینجا بریدن است و خوشمزه اینجاست که خرق معنی دروغ نیز میدهد. این درست همان داستان ضحاک و یا میترا است

میتراس در آن نقش برجسته سوار برگاوی است که اینهمانی با حلال ماه دارد. این گاو را به شکل حلال ماه تصویرش را میکشند. به عبارت دیگر ماه و گاو در بر گیرنده همه جانها است و اصل زاینده همه جانها بر اساس عشق است. میتراس می آید رگ گردن گاو را میزند از آن بلافاصله سه برگ میروید. این بیان همان خلق در بریدن است. از بریدن میروید. از بریدن خلق میشود

نکته جالب اینجا است که میتراس در هینی که به قول خودش در خرق کردن خلق میکند در کشیدن میکشد یا پیکر تراشی میکند ولی در ضمیرش از آن با خبر است که این گزند زدن به کل هستی و به کل جانها است و جان مقدس را دارد می آزارد به خاطر این رویش را و سرش را برمیگرداند تا همان عملی را که عمل خلق شدن میداند خودش هم نبیند. میترا از دیدن عمل خودش شرم میکند. این ناراستی یا دروغ در فرهنگ ایران است. ببیند این میتراس یا ضحاک، خدائی بوده است که بعد تبدیل شده است به یهوه و پدر آسمانی و الله. این ناراستی و دروغ است که سپس بنیاد همه ادیان نوری میشود

ضحاک هم پس از آنکه اهریمن به او کام بردن از بریدن را آموخت و کشتن را آموخت به او میگوید تو سزاوار رسیدن به قدرت بر جهانی ولی برای این کار باید پدرت را که مرداس نام دارد که همان سیمرغ است بکشی. ضحاک آرزوی قدرت ورزی بر جهان را دارد ولی نمیخواهد دست از مهر هم بکشد. این همان الرحمان و رحیم است و هم آن غضب و خشم است هم میکشد و هم مهر دارد. در تمام این ادیان این دوتا با هم است

ضحاک کشتن پدرش را نمیپسندد فقط نمیخواهد که دستش به خون آغشته شود و اهریمن اجرای این کار را به عهده میگیرد و درست سرش را از دیدن کشتار بر میگرداند. اما کشتار را برای رسیدن به قدرت ضروری میداند. این هم همان دروغ است . دروغ در فرهنگ ایران اساساً معنی آزردن جان دارد نه اینکه یک چیز گفتنی باشد
در ادیان نوری همین اندیشه دنبال میشود چون این بریدن اصل آفریدن و خلق کردن و کشیدن که تراشیدن باشد شمرده میشود

آن تیغ میتراس چیزی جز نور یا روشنی نیست
حالا بر میگردیم به آن تیغی که میتراس با آن رگ گاو را یعنی کل جانها را برید یعنی شق القمر میکرد این تیغ نور یا روشنی است
میتراس با تیغ و خنجر نور میبرد و میتراشد. خشمزه این است که موبدان زرتشتی مینویسند که اهورا مزدا گشت یا مجموعه جانها را کشید یعنی تراشید. درست این اصطلاح را از میترائیها به ارث میبرند. این بریدن و کرانیدن زمان بریدن و اره کردن جمشید یا بن انسان از میان است. درست این ضحاک است که بن انسان را که جمشید باشد از میان به دو نیمه اره میکند

چو ضحاک کشاورز ناگاه به چنگ .............. یکا یک ندادش زمان درنگ
به اره مر او را به دو نیم کرد ............... جهان را از او پاک و بی بیم کرد

البته جهان را از او پاک و بی بیم نکرد، چون جمشید میگفت که این خرد و خواست من روئیده از گوهر خدائی من است این سپنتامینو و انگرامینو در عشقشان در درون من است که به این خرد رسیده ام و من با خرد گوهریم میتوانم سعادت برای انسانها بیافرینم

از این به بعد انسان راست، انسانی که چنین گوهری و خردی و خواستی داشت و میتوانست گیتی را بیاراید و بهشت کند از بین رفت و انسانی با میترائیست بوجود آمد که بنش از هم شکافته بود. گوهرش دروغ و دوروئی و ستیزندگی و رشک و خدعه و مکر بود

این کاربرد، شرم برای رسیدن به غایت خیر را در اسلام حکمت مینامند. این الاهان نوری به خود حق میدادند که شر را ابزار رسیدن به خیری که آنها میدانستند چیست بکنند و فرهنگ ایران بر ضد حکمت بود و شاهنامه با این اصل شروع میشود واصل راستی در فرهنگ ایران بر ضد حکمت و بر ضد خدعه و بر ضد مکر ولو به غایت خیر باشد است

در ضمن دوستاني که در لندن وقت دارند ميتوانند از معبدگاه ميتراس در موزه لندن در منطقه باربيکن ديدن کنند. اين هم لينک براي وبسايت موزه لندن
http://www.museumoflondon.org.uk/

کتابهای مرجع
References: The site: http://www.britainexpress.com/History/temple_of_mithras.htm
And. The rest of the material on this page is from are from the 30 years research of Professor Jamali.
مطالب این صفحه در مورد میتراس گرفته شده از تحقیقات 30 ساله پروفسور جمالی است

دکتر صوفیانی

Simorgh Raam (click bezanid)
مقاله هاي جديد: اينجا کليک کنيد


کتاب جمالي در باره حافظ
جشنهاي ايران

Professor Jamali

سخنرانيها و اشعار پروفسور جمالي

سکولاريته
حقوق بشر

فرهنگ ايران

مولوي مطرب معاني

کتابهاي پروفسور جمالي

دفاع از اقليتها

مهمانان ما

فیلتر

هر روز و هر هفته مقالات و سخنرانيهاي جديد وارد اين سايت خواهد شد. ما را فراموش نکنيد

اگر مطالب اين سايت براي شما جالب است به ما ايميل کنيد
نظريانت و تشويق شما ما را دلگرم ميکند



home l about us l contact l Music l Interests l Phone No.'s l Pictures l City Information l Pictures l Literaure