سخنهاي روز و مقاله روز، جمالي مي انديشد

سخنراني سمينار، 14 مي سال 2005 ميلادي

سخنراني : سکولاريته و راستي

نو روز و سکولاريته: اينجا کليک کنيد
آذرخشهاي فرهنگ ايران کتابي است جديد در حال تحقيق و نوشتن (پروفسور جمالي): براي خواندن مقالات آن اينجا کليک کنيد

کتاب رندي؛ حافظ شيرازي: اينجا کليک کنيد

حقوق بشردر فرهنگ ايران

براي خواندن مطالب، بر روي موضوع کليک کنيد

کليک
موضوع روز
تاريخ
معنای ِ« جـان »، درغـزلـیـات مولوی ورابطه اش با فرهنگ سیمرغی

این« جان ِ» دیگریست که رفتارو شیوه اندیشیدن مرا با او مشخص میسازد، نه مسلمان ویهودی و زرتشتی و بودائی بودنش، نه انگلیسی و ترک و عرب و چینی بودنش، نه کارگروسرمایه دار بودنش، نه شاه و گدا بودنش، نه زن و مرد بودنش

17 Feb 07

فطرت انسان
چرا مـولـوی بلخی فطرتِ انسان را، که همان بُن انسان میـباشد، اصل تحوّل مـیـدانـد؟

31 Jan. 07
جلد دوِِّم ِ کتاب زال ِ زر مقاله یکم
چـشـم، نه «آمـوزه» نگریستن با «چشم ِ خود» بنیاد فرهنگِ خانوادهِ زال ِزراست
آموزه = مکتب، شریعت، doctrine، Lehre،...

22 Jan. 07
داستان رستم و سهراباستوار بر مفهوم « اندازه » است
مفهوم« اندازه» درفرهنگ ایران، که به معنای « همآهنگی » است، برضد « قدرت » میباشد

08 Jan. 07
فرهنگ ایران فرهنگِ پیدایشی است
فرهنگ ایران، گِرد محوِر « بُندهش » میگردد نه گِرد محورِ اسطوره
بُندهش = پیدایش و تراوش وزایش از بُن

30 Dec 06
زال زر شماره 14
انسان وجـودِ ازخود، پـُرسـنـده وازخـود، یـابـنـده

یافتن درجستن، موجود شدنست
روان انسان= نیـروئی که، هم میجـوید و هم به آنچه میجوید، میـرسـد هم می پرسد، و هم پاسخ رامی یابـد، هم گمان وسرگردانیست، وهم یقین وحقیقتست روان انسان، اصـل ِ تـاشـونده درخوداست
26 Dec-06
خدای ایران، جهان و انسان را با شیوه « جوانمردی » میآفریند، نه با امر
خدای ایران : اصل ِ جوانمردی یا خودافشانی
نخستین جوانمرد در فرهنگ ایران : لنبک آبکش = سیامک = سیمرغ
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم .... فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
18 Dec- 06

وسـوسـه، نـشـان ِ سـیمـرغست، که ازاللّه، بنام « ابلیس وَخنّاس »، رانده شده، ولی در خردِ انسان، مانده
17 Dec. 06
چـرا « بـینش بنیادی ِجهان ِهستی » درفـرهـنگ ایـران در « جـام جـم » اسـت
نه درقرآن ، نه درگاتا ، نه درتورات، و نه درانجیل ، و نه درکاپیتال، ونـه درکتاب مقدس دیگر
هـرانـسـانی با جـام جـم ِ خـردش، « انـدازه ِهـمه چـیزها » مـیشـود
11 Dec. 06

زال زر شماره: 11

ازجنگ « اهـورامـزدا» با « سـیمـُرغ » ، که« خـدای عشق » ا ست
تا جـهـادِِ الـلـّه ، با « سـیـمـرغ » که هـمان « ابـلـیس» میباشد، کـه« شــــاه پـریــان» اســــت و درضمیرهـرانسانی، آشـیانـه دارد

29 Oct. 06
انديشه ها
چرا خـرد ِ ســا م ، سـنگی بود ؟
چـرا معـنای ِ واژه « سنگ »، واژگونه شد

فرهنگ( فـر+ سـنگ
پـرسیدن = پرا سنه = فرا+ سـنگ
آسن خرد = خردسـنگـی = خردِ پُـرسـنـده
خـردِ سـنگی ، یا خـردِ هَـمـپـُرس

28 Oct. 06

زال زر شماره: 9

از عـقـل گـرائی بـه خــرد – زائـی

سروش، «خردی که جام گیتی نما» رامیآورد
سـروش سـبـزپـوش وجـام یـاقـوتـی جــم
روئیدنِ سبزی وروشنی،ازخون+آب

23 Oct. 06
زال زر شماره: 6
هـمیشه سـبـزبـودن، غایت فرهنگ ایران، در« زندگی درگیتی » هست
چرا « خـرد، سـبـزپـوش است »؟
غـایـتِ ، زال زر «همیشه سـبزبودن ِ زندگی»، درگیتی است
غایت، زرتشت،« همیشه سبزبودن » درفراسوی گیتی،دربهشت(مینو)ممکن میگردد
06 Oct. 06

زال زر يا زرتشت
خـرد ، درفرهنگِ زال زری ،« کلید همه درهای بسته » بود نه اصل روشنگری
« دروازه هـسـتی »
«دروازه هستی» را،جز« ذوق» مدان،ای جان
ذوق = جـُفـت شدن حس با محسوس= دروازه

مولوی بلخی

30 Oct 06
زال زر شماره: 5/3
زال زر یا زرتشت یا خرق خرافات سه هزاره موبدان زرتشتی
که سراسرتاریخ و فرهنگ ایران را آلوده ومسخ و آشفته ساخته اند، و براین پایه ،« ایرانشناسی » بوجود آمده است، که کم وبیش، درهمان اندیشه ها،درجا میزنند، وراه به نوزائی ( رنسانس) ایران را بکلی بسته اند

زال زر ، انسان را «انـدازه ومیـزان هـمـه چـیـزهـا» مـیـدانـد
زرتشت ، بُـن ِ «اندازه و میزان بودن انسان» را درفرهنگ ایران ، ازبیخ میکند
فلسفه(= اشوزوشت= دوستِ اشه یا urt) ،
که « اندیشیدن بنیادی » است

با « اندازه بودن انسان »، آغازمیشود
24 Oct 06

زال زر شماره: 5/2

برای «یک غایت مشترک» ولی با « دوشیوه متضاد» است
برای زرتشت، «اصل زندگی» و «اصل ضد زندگی» بطور بدیهی، دوچیز روشن ازهمدیگر هستند
مفهوم « روشنی ناب ِ» زرتشت
درجدا بودن ومتضاد بودن ِ کامل«همزاد»،پیدایش مییابد
برای زال زر، تفاوت اصل زندگی و اصل ضدزندگی راباید همیشه ازنو، در« تاریکی ِهـنگام » جـُسـت

زال زر و زرتشت دو مفهوم متفاوت از« خـرد » دارنـد
چو دردشمنی ، جائی افتاد، رای ...... درآن دشـمـنـی، دوسـتـی را بـپـای

20 Oct 06
زال زر شماره-5
مسائل کنونی ما، مسائل هزاره های ماهستند. تنها با پرداختن به سیاست روز، مسائل کنونی ما، حل نمیشوند

زندگی، در پیکار با ضدزندگی
تـاریخ ِ فـرهـنگ ایـران تـراژدی ِ پـیـکــا ر زال زر و زرتـشـت برای یک غایت مشترک ولی با دوشیوه متضاد است
اصل ضد زندگی برای زال زر، اژدهـا هست
اصل « ضد زندگی » برای زرتشت، « اهریمن» است
اژدهـا و اهـریمن دو مفهوم ِمتفاوت از اصل ضد زندگی هستند
التقاط این دوشیوه متضاد باهمدیگر در تصویر«ضحاک»، درشاهنامه
11 Oct 06
جـُغـد ، مرغی شـوم ومنحوس، شد چون ، نـمـاد اندیشیدن ، برپایه جستجوی حواس، دربُن، یا فطرت ِهرانسانی شمرده میشد
بوی = حِـس
چرا « همه حواس »، درفرهنگ ایران « بـوی» ، نامیده میشدند ؟
08 Oct. 06

زال زر شماره-4
زال زر، بُـنـیـادگـذار حـق ِ ســرپـیـچـی از« دیــن جـهــادی » درفــرهــنگ ایــران
زال، کار و گفتار واندیشهِ « نیک » را درشناخت ِ انسان از «هـنگام» میداند
زرتشت، کار و گفتار و اندیشهِ « نیک» را در شناخت «خـواسـت اهورامزدا» میداند
زال زر و رستم، برضدِ جهادِ دینی
زرتشت، بنیاد گذار ِ جهادِ دینی

02 Oct. 06
زال زر شماره-3
زال زر وحـق بـه سـرپـیـچـی

زال زر و رستم ، برضدِ« جهادِ دینی» ه
زرتشت ، بنیاد گذار« جهادِ دینی» ه

ارج ِ انسان درفرهنگ سیمرغی مفهومیست که بنیاد ِ «سکولاریته» و «حقوق بشر» است
22 Sep. 06
« حـواس »
و رابطه آن با «اندیشه وبینش» درفرهنگ ایران
تلنگـر به « حـواس » زدن و فـوران ِ« اندیشه ها وصورتها » از« حـواس » ه
15 Sep. 06
زال زر شماره-2
زال زر = « َمـثـَل ِاعـلای انسان »

زرتشت ، « رهـاننده جهان »
« زال زر» یا «زرتـشت»

تنها رسالتی که خدای ایران،سیمرغ به هرانسانی میدهد :
«آزمایش کردن از روزگاراست»
15 Sep. 06
زال زر شماره-1
«زال ِزَر» یا «زرتـُشت»
«سیـمـرغ» یا «اهورامزدا»

«مـِهــر و خـردِ بـاهـم جـُفـت» یا «جنگ ابدی، وکین توزی بی حد»
تن زال را مرغ ( سیمرغ ) پدرود کرد ... ازو ( زال ) تار و، ازخویشتن (سیمرغ ) پود کرد
8 Sep. 06
تضاد ِ« خـرد» با« عـقـل » ِ
ایـثار « بـرتـرین ارزش » درفرهنگ سیمرغی ایرانست
ایـمان وایـثـار: دو ضــدنـد
27 Aug 06
آزادی کـُفـر و شِـرک است
دراجتماعی، امکان پیدایش و رُشـد آزادی هست که اعتقاد به شرک وکفـر داشـته باشنـد
بازگشت به بُت پرستی ، درشکلی نوین

( چند خدائی، یا دلبستگی به آموزه ها واندیشه های گوناگون)
23 Aug 06
پاسخ به نامه خانم سپیده صدری
برانداختن اسلام، محال نیست بلکه محال ساخته شده است
12 Aug 06
شـنا دردریـای انـدیـشیـدن یا داشـتن ِچـنـدماهـی ُمـرده در کناره دریا
از دریای پهناور اند یـشـیـدن تا حکمت وآموزه وفلسفه ای محدود، که اندیشنده، بدام میاندازد

پـس، فـکـر، چو بـحر آمد، حکمت، مثـل ِ ماهي .. درفکر، سخن ، زنده ، درگفت ، سخن ، مرده
نی فکر، چو دام آمد ، دریا، پس این دام است ......... در دام ، کجا گنجد ، جز ماهی بشمرده

مولوی
انسان ، آن چیزی میشود که می پرسـتـد

06 Aug 06

کـسـی مـیـانـدیـشـد که مُـحـال بـیـنـدیـشـد
ازانسان ِمُحال جـُوی ومحال اندیش به انـسـان ِمُـحـال

مولوی بلخی
اندیشیدن بنیادی ، با اندیشیدن به آنچه در اجتماع، مُحال ساخته شده است ، آغـازمـیـشـود
مرادم آنکه: شود«سایه» و«آفتاب»، یکی .......... که تا زعشق ، نمایم تمام ، خوشکامی
محال جوی و «محالـم» ،... بدین گناه مرا .......... قبول می نکند، هیچ «عالم» و «عامی
توهم، محال ننوشی و معتقد نشوی .................برو برو، که مـریـد عـقـول و اوهـامی
اگر زخسرو جان ها ، حلاوتی یابی ...............محال هردو جهان را، چومن در آشامی

مولوی بلخی
ازروش ِ« محال ساختن ِ آنچه شُــدنـی هست» ه
واز روش « شُـدنی سـاخـتـن ِ آنچه محالست» ه

بزرگترین گناه ، تغییر پذیرساختن چیزیست که، مردم ، تغییرناپذیر، یا محال میدانند
چرا آنچه« معقول» است،« موهوم»میباشد ؟

14 July 06
انسان، وجود ِآبستن به قیامت نیاز به قیامت، درآخرالزمان ندارد
مایه نوزائی یا «اصـل فـَرَشکـرد» یا «بُن ِ انقلاب بهاری» شیرهِ وجودِ هرانـسـانی هست
من ازقـیـامـت، حاملم = حامله ام

مولوی بلخی
تفاوت بینش نوزائی بـا دانـش ِ نوزائی
29 June 06
نـوزائی ِانسان نـه «انتظار ِ بازگشـتِ مهـدی» نـه ایمان ِ به قـیـامـت
اندیشه فرشکرد درفرهنگ ایران
نوزائی یا « فرشکرد »، درفرهنگ ایران، اندیشه ای برضد مفهوم « قیامت، یا رستاخیر، وظهور قائم ومهدی وهوشیدر و یا بازگشت مسیح» درپایان زمان در تاریخ است
سایه انداختن هُما، روندِ نوزائی است

هـُما، هرکجا سایه میانداخت، آنجا، ازنو، زاده میشد
آفرینش درفرهنگ ایران، روند نوزائی همیشگی بود، نوزائی همیشگی = فرشکرد
درفرهنگ ایران، هیچ آفریننده ای نبود که آفریده نشود

22 June 06
آنچه را تاکنون، پژوهشهای علمی درباره فرهنگ ایران میدانند، چیزی جز ماندن درقفس تنگ الهیات زرتشتی نیست، که درست، نابودسازنده فرهنگ ایران بوده است و هست. آنها، مآخذ فرهنگ ایران نیستند، آنها، مآخذ ِ مسخ سازنده فرهنگ ایرانند
ما نمیخواهیم « سایهِ الله » باشیم
ما نمیخواهیم « سایهِ مارکس و کانت وهایدگروپسامدرنیستها» باشیم
ما ازسایه بودن، ازنوردیگری« بودن»، عارداریم
ما «هستیم»، هنگامی که ازخود، روشن میشویم
17 June 06
قسمت چهارم از گفتار سوٌم سايه هما
ازهُـنـر ِ عـُریان شـدن
آنچه ازخودِما، نجوشیده، عاریه است. از«آنچه عاریه ایست» عار داشتن
برای ازخود بودن باید همیشه ازنو، زاده شد لـُخت وعورشدن، ازنو، زاده شدنست
رابطه «سایه سیمرغ» با جـامـه انـسـان
چگونه سیمرغ «جامه انسان» میشود ؟
سایـه = صورت = جـامه
عریان کندم ، هر صبحدمی گوید که بیا ، من جامه کـَنم
07 June 06
قسمت سوٌم از گفتار سوٌم سايه هما
آنکه عقیم است، یا عبد و برده و مقلد ِ گذشته است، ویا آنکه در تاریخ ِ گذشته اش، علت عقیم بودن خودرا می یابد، وبدان کینه میتوزد
ولی کینه توزی با گذشته وتاریخ خودش، نمیتواند اورا ازعقیم بودن، نجات بدهد
پرستش ِگذشته و نفرت وکینه توزی با گذشته، پشت و روی یک سکه اند

آنکه وجودش، سرچشمه فورانی است، درگذشته هم، تلنگری به فوران و آتشفشاندن ِ خود درآینده می یابد
عقیم، یا بنده ِ گذشته وتاریخش هست، ویا به گذشته اش نفرین میکند و از آن میگریزد
ولی آفریننده، به پیشواز انگیزندگان خود، درگذشته میرود

28 May 06
مشروطیت
جنبش ِ ملت ایران درراه دستیابی به «حق سرکشی برشالوده خرد ِانسانی خود» «اصل مدرنیت: آزادی خرد ِانسان»: صائب تبریزی میگوید که
شاهی که بر رعیت خود میکند، ستم......... مستی بود که میکند از ران خود، کباب
05 May 06
مولوی و«خدای ِخاکی» سیمرغ(خدا)،خاک میشود
جسم خاک ، ازعشق ، برافلاک شد ......... کوه ، در رقص آمد و چالاک شد
فرهنگ ایران ، استوار براین بود که انسان، رابطه بیواسطه، باهرچیزی و با خدا دارد
خودمانی بودن انسان با طبیعت وخدا؛ سیمرغ = سمندر= سرچشمه سرودوعشق
25 April 06
چرا مولوی سایهِ هما را دام ِعشق میداند ؟
چگونه« سایه »،«واقعیت »میشود؟
نبردِ میان «سائقه زیباپرستی» و «عقل انسان »
رابطه مفهوم « روشنی» با واقعیت
چگونه « سایه هما» ، « تن به خود میگرفت »
و « واقعیت » میشد
17 April 06
پیشگفتار
چرا برای مولوی « سایهِ هُما» ،« آفتاب» را میزاید؟
فـرق ِ« سایه ِهُما» درفرهنگ ایران با « پدیده ِهـبـوط » در اسلام
03 April 06
آیا سایه ِهما ، افـسانه است؟
چرا تحول خدا، به انسان وبه گیتی، و تحول گیتی وانسان، به خدا، که بنیادِ فرهنگ ایران بود، افسـانه ومُحـال شد ؟
27 March 06
مولوی
و معنای ِگـُم شوَنده

بهمن = معنای ُِگم شونده
معنائی که، همه ِصورتها میشود
10 March 06
غزلـّیات ِ مولوی
وباز زائی فرهنگ ایران
جـان ِ جـان = بهمن= برهمن
بهمن،جان ناپیدا،درهمه جانهای پیدا
چگونه سرودِعشق،« گیتی» میشود
18 Feb 2006
مولوی ، « عشق» را مادر ِنهفته ِ ما در« میان ِ وجودِ خود ِما» میداند ؟
« عشق ِدرون ِما، مارا میزاید »
اصل پیوندِ با اجتماع وطبیعت، اصلی که غایب ، ولی همیشه حاضردرجان ِانسانست
immanent
«زهشی یا انبثاقی» درفرهنگ ایران ،«غـیـب» فراسوی گیتی وزمان، نیست که کسی بدان ، بلکه، «غیب »، درمیان خود انسان هست که باید آنرا بجوید
غیب، درفرهنگ ایران « اصل پیوند یا عشق»، درتاریکی ِمیان انسان گم شده است

چرا «فـرهـنگ» و «دیـن»، دو پـدیـده متفاوتـنـد ؟
چرا «فرهنگ ایران» ، غیر از «دین اسلام» اسـت؟
15 Feb 2006
نزد مولوی
خدا و انسان ، همگوهرند. فقط یک جهان، وجود دارد
بررسی مفهوم ِ« ُجـفـت» درغزلیات مولوی
سراسرهستی، یک درخت است. بن درخت، خداست. بـَر ِ درخت، انسان است
درتخم، بُن و بـَر( انسان وخدا )، ُجـفـتـنـد
بـَرِ درخت که بزمین افتد، بُن درخت ، یا خدا میشود
نه آن جزوم ، که « غیرکل » بُوَد آن ....... نخواهم « غـیـر» را ، آری نخواهم
همسرشت و همگوهر بودن خدا و گیتی وانسان
انسان، دراندیشیدن، نگران کُل جانها یا کُل گیتی است

12 Feb 2006
جستاردوم ازکتاب « مولوی وسایه هما درغزلیاتش »
مـولـوی، خواهان یکی شدن هُما با ســـــایـه اش، انسانست، چه حکـومـتی درفرهنگ ایران نزد مردم، حـقّانیت داشت و تفاوت آن با مشروعیت دینی حکومت، در الهیات زرتشتی وکشمکش این دو، درتاریخ ایران
لیک سایه آن صنم، باید که برتو اوفتد ......... آن صنم ، کش مثل، اندرجمله اصنام کو
من همایم ، سایه کردم بر سرت ............................ تا که افریدون و سلطانت کنم
به «فرّ سـایـه ات»، چون «آفـتابـیـم» ......................همائی تو ، همائی تو ، همائی

21 Jan 2006
کـتـا ب
« مـولـوی وسـایـه هـُمـا ، درغـزلـیـاتـش »
« جُستاریکم »

مرا سـایه هُـما ، چـندان نـوازد ....... که گوئی ، سایه او و، من، هـُمـایم
چرا ، ُهما ، سایه ِمولوی میشود ؟
چرا،سیمرغ،سایه هرانسانیست؟
ایستادن سیمرغ برتارک سررُسـتم
یا انـداختن سـایه برسررسـتم
برای پیروزشدن براهورامزدا

18 Jan 2006
پیشگفتارکتابِ
« مولوی صنم پرست »
جلد دویّم، درباره غزلیات مولوی بلخی
مولوی چه میگوید ؟
22 Dec 2005

مولوی صنم پرست بخش هشت
جستاری درفرهنگ زنخدائی ایران
از« لعـب شـطـرنـج » به « جهاد دینی »
جم = ُجفت = بهرام وصنم = بُن آفرینندگی= شطرنج
از« نیست » ، سوی «هستی »، ........ مارا که کشد ؟ ..... خنده »

29 Nov 2005
مولوی صنم پرست بخش هفتم
چرا برای محمد ، داستان رستم واسفندیار حدیث لهو ( ولعب ) بود ؟
از « ِاهدنا الصراط المستقیم » به حرکت پیچاپیچ ِ شطرنج ِزندگی و اخلاق وسیاست واقتصاد
« راه راســت=صراط مستقیم» یا « بیراهه های پـیـچـاپـیـچ» ؟
پیچازی = شطرنجی

دیرکجین = نیایشگاه سیمرغ(= کچ ) « کج و پیچ »، نامهای سیمرغ بودند
چگونه مولوی ، از« حکمتِ» محمد، « لعب شطرنج » ساخت ؟
18 Nov 2005
مولوی صنم پرست بخش ششم
«صنم وبهروز»، یا« شطرنج » یا« لعب» بُن انسان وزمان ، بازی شطرنج است
چرا ، انسان، وجودی شش گوشه است ؟
کان« ُمهره شش گوشه»، هم لایق آن نطع است ... کی گنجد درطاسی ،« شش گوشه انسانی» ...مولوی بلخی
ما«هادی به صراط مستقیم درزندگی» لازم داریم ( الله ) ه
یاآنکه باید ، خود ، بازیگر دربساط شطرنج زندگی شویم (صنم ) ه
11 Nov 2005
مولوی صنم پرست: قسمت دوم « بخش پنجم » ه 6 Nov 2005
شطرنج ، بازی عشقی که انسان ازآن پیدایش یافت
مولوی صنم پرست: « بخش پنجم » ه
صـنم و شـطـرنـج عـشـق: صنم و بهروز= شطرنج عشق = مهرگیاه
بازی ِشطرنج عشق ، بُن پیدایش انسان

لا اله الا الله
«اله » ،همان صنم، یا آل،ال واله است « لا اله » ، رد و محو و حذف کامل « صنم » تا الله ، که جبرئیل، فرشته جنگ ، پیام آوراوست جانشین ،« صنم، اصل عشق» بشود

نابودساختن صنم ( خدای عشق)
برای آمدن الله قاهرو غالب
هرچیز که میگوئی ، ازجنگ ، ازآن دورم ...... هرچیزکه میگوئی ، ازعشق ، من آنستم مولوی

30 Oct 2005
دراین نوشتارها ، نشان داده میشوند که اندیشه های ژرف مولوی ، درفرهنگ زنخدائی- سیمرغی ایران ، ریشه دارند
مولوی صنم پرست
« بخش چهارم »صنم = خورشید(= زُن)
ُز نـّار= ُزن+ نار= خورشید خانم
پسوندِ« نار»، دراوستا وسانسکرت وُختنی،به معنای« زن» است
زُنـّار، دراصل ، کمربند مغان وسیمرغیان بوده است

ُزن = همچنین به بتکده ای گفته میشد
که پیکرهمه خدایان درآنجا جمع بودند= انجمن خدایان= پانتـئون

چرا ُزنـّار، « هفتاد و دو» رشته، داشت ؟
این رشته ها، گیسوی خورشیدند
خورشید، «عروس گیسودار» است
پیدایش ِاندیشه « هفتادو دوملت ویا عقیده »
انجمن خدایان،یا«آشتی همه عقاید» ، کمربندعشقیست
که هرانسانی، به میانش می بندد
بستن گیسوی کثرتمند ِ خورشید، به کمر = ُزنّاربستن
مذهب ُزنـّار بندان ، پیشه گیر
خدمتِ « کاووس» و « آذر» نام کن
«الله» و «صنم» ،
استوار بردو تصویرگوناگون از« خورشید وروشنی» و
وطبعا، استوار بردوتجربه متضاد، از« حقیقت» هستند

26 Oct 2005

دراین پژوهشها ، ریشه اندیشه های مولوی وعرفان درفرهنگ زنخدائی ایران ، نمایانده میشود
مولوی ِ صنم پرست « بخش سوم » . ه
چگونه الله، که «صنم» راشکست ازنو،« صنم» ، براو، پیروزشد
داغـترین ُپرسشهای انسانی درنبرد خدایان باهم، طرح میشوند
صنمی دارم، گربوی خوشش، فاش شود ..... جان پذیرد زخوشی، گربود از سنگ، صنم
بوی خوش صنم ، ازسنگ هم «،صنم جاندار» میسازد
بُت من گفت : منم ، « جان ِبتـان » ...... گفتم : اینست بُتـا، اقرارم
انسان، همیشه آنچیزی «هست» که «میپرستد» هنگامی صنم را میپرستد ، صنم هست هنگامی که« صنم را درخود» میپرستد ، «خود» ، هست
محمد، رسول ِ الله، « صورتهائی ازصنم » را میتوانست بشکند
ولی گوهرومعنای ِ رونده و گدازنده صنم
که 1- «عشق » و 2-« اصل خود آفرینی در صورتهای تازه بتازه » است ، شکستنی نیست
سیمرغ آتشین= خورشید= صنم صوره=sura=خورشید+آب=صنم= صورت خدایان
ه«درسانسکریت» صنم=صورت=خیال
عشقست یکی« جانی»، دررفته به« صد صورت» .. دیوانه شدم باری، من، وزفن وآئینش
جان = آنچه گوهر ِ« رونده وشونده» دارد

17 Oct. 2005
مولوی ِصنم پرست: بخش دوم
« صـنم ِ» مـولـوی و حـافـظ همان « ایرج » فـردوسـی است
پیدایش ِ سر اندیشه ِ«حکومتِ بدون قدرت» درفرهنگ ایران= ارکه= ارتاخشتره=اردشیر
ای شادی آن شهری، کش عشق بوَد، سلطان ... هرکوی بود بزمی، هرخانه بود سوری مولوی
نام دیگرصنم ، « زُون » بود، که نام « خورشید » است
درآلمانی « زونهSonne »، درانگلیسی « سان sun»
درکردی گورانی « سون = پرتو »
«صنم »، هم « ماه» درشب ، و هم« آفتاب» در روزبود
صنم = خورشید= ایرج(اصل مهریاعشق)
درون تست یکی مه، کزآسمان، « خورشید » ... ندا همی کند ش کای َمنـَت غلام غلام
زجیب خویش ، بجو مه، چو موسی عمران ... نگر به روزن خویش و، بگو : سلام سلام
10 Oct. 2005
مـولـوی ِصـنم پـرست
بازگشت به کـفـروشِــرک درعـرفـان و شـعـرایـران، جنبش ِبزرگِ آزادیخواهی بود
« شرکِ خدایان »، بُنی است که « پلواریسم وآزادی» ازآن میروید
مـا چـند صـنم ، پیـش محـمّد بـشکسـتیم …تـا در« صـنم دلـبـر ِ دلـخـواه » رسـیـدیـم
مولوی بلخی
چرا نام خدای مولوی ، « صنم » است ؟
صنم ، همان « سَن » یا « سئنا=سه نای» یا سیمرغست

چرا ایرانیان ازنودرضمیرشان، « صنم پرست » شدند ؟
ادبیات ایران ، ازسر، نیایشگاهِ « صنم ، یا سیمرغ یا بُت» شد
گفتم صنم پرست مشو ، با صمد نشین ….. گفتا به کوی عشق ، هم این و هم آن کنند
حافظ

01 Oct. 2005
از« ارج ِ انسان » یا از« معراج انسان» با خردش ، به مینو
ارج= سیمرغ درون انسان
هنگامی« معراج » ، ویژه برگزیدگان شد،
ارج انسان (=بُن ِ حقوق بشر)، قربانی شد
چرا درفرهنگ ایران ، انسان یا « من »، در اندیشیدن ومنیدن ، مرغ چهارپری میشود، که به معراج میرود، وبه سیمرغ، یا خدا، یا « بُن آفرینندگی جهان وزمان » می پیوند ؟
13 Sep. 2005
اصل سکولار، یا « زنخداخرداد» خدای ِ« رسیدن به آرزو» درگیتی
خد ائی که آرزو را در گیتی نقد میکند
چرا الهیات زرتشتی ، زنخدا « خرداد» را پاکسازی کرد ؟
چرا ، «آرزو» که گوهرخدای ِخرداد بود ، ازخرداد، جداساخته
و تبدیل به « دیو ِاره زور» گردید ؟
خدائی که بخشی ازاو،« دیو»، و بخشی ازاو،« خدا» شد
ازپدیده ِ « دیو- خدائی Daemonische» درفرهنگ ایران
کیکـاوس درشـاهنـامـه ، پیکریـابی « آرزو » اسـت
چرا رسیدن به « آرزو» درالهیات زرتشتی ، محال گردید ؟
2nd Sep. 2005
برای سکولار ساختن جامعه،
باید « درب ِ دوزخ » را بَست
درفرهنگ ایران، کار ِ بنیادی ِانسان
درگیتی ، بستن ِ دربِ دوزخ است
دربِ دوزخ که بسته شد،راه چاره ای جزفرستادن همه، به بهشت نیست
وبدینسان، گیتی، بهشت میشود
تادرب ِدوزخ ِ الله و پدرآسمانی و اهورامزدا
رانـبـنـدیم، گیتی ، بهشتِ جمشیدی نمیشود
سکولاریته ، بستن درب ِ همه دوزخها ، یا
نفی ِ « ترس ازعذاب درفراسوی گیتی» است
وهمچنین، گرفتن ِحقانیت
از«حکومت کردن ِ برپایه ترس» است
جمشید با خرداد ، در ِدوزخ را می بندند
24 August 2005
خدای ماه، سیمرغ ، باده است
مستی ازباده،شناخت جوهرجهان ورامش، باهمست
درفرهنگ ایران ،مز ه زندگی، معنای زندگیست
مفهوم « نقدونسیه»، و تفاوت آن بامفهوم ِ« مزه»، درفرهنگ ایران
آنچه باما میآمیزد،نقدمیشود
ازاینرو، خدا وحقیقت ومعناورامش،
آب،باده، شیریاشیرابهِ گیتی هستند
17 August 2005
چرا « اقداماتی که برپایه عدم خشونت »
میشود، چندان کارآ نیست ؟
از جنبش دانشجویان در 18 تیر تا جانفشانی اکبرگنجی
10 August 2005
چگونه « هـمـآهـنـگـی در کـثـرت » جانـشــین « تـوحـیـد » مـیشـود ؟
سکولاریته وحقوق بشر نوزائی ِفرهنگِ زنخدائی ِایرانست
سیمرغ بازبه آشیانه اش که ایران ( ایر+ یانه=خانه سیمرغ ) است بازمیگردد
06 August 2005
ازمفهوم خدا در فرهنگ ایران
درفرهنگ ایران خدا ، بُنی هست
که انسا ن وجهان، ازآن میرویند
انسان وخدا دونیمه ازیک هستی اند
25 July 2005
خردِ خورشید گونه یا مسئلهِ « روشنگری »
خردی که هم خودش، جهانرا روشن میکند
وهم خودش ، آن جهان را می بیند
کشتی نوح یا هفتخوان رستم
08 July 2005
خرد انسان ، سرچشمه نظام حکومتی
انتخابات، فقط براصل پذیرش خرد انسان
به کردار ِسرچشمه نظم و قانون
22 June 2005
حکومتی که حکومت نیست
16 June 2005

طوفان نوح قسمت دوٌم
رسـتم، شناگـردردریـای چون وچرا
خردی که دردریای چون وچرا، شنا میکند
ونـوحی که درکشـتی می نشیند،
تا ناخدا، بیندیشد

5 June 2005

طوفان نوح قسمت اوٌل
گلاویزی ِخردِ انسان با بحرانها
چرا ما همیشه گرفتار طوفان نوحیم ؟
هلال ماه = ِکشتی = َخرَد

25 May 2005
تضاد ِ «فرهنگ ایران»
با « الهیات زرتشتی » ه
و با « شریعت اسلام » ه

1st May 2005

اشا وحقوق بشر درشاهنامه
تفاوت مفهوم حق با قانون و نظام
حق به سرکشی ازنظام
26th March 2005

حقوق بشر، ریشه درسکولاریته دارد
ه 1-« ازخود ، زیستن»، سکولاریته است
ه 2-« ازخود، تراویدن ِ حق»، حقوق بشراست
ه 3-«ازخود،روشن کردن»، بینش حقیقیست
نخستین پیمان سیمرغ باسام،پیمان آزادیست

20th February 2005

فرهنگ ایران وحقوق بشر
زندگی انسان در فرهنگ ایران، مقدس است
و این مقدس بودن زندگی انسان، سرچمه حقوق بشراست
سام، پدر زال : اينجا کليک کنيد
1st February 2005

آذرخشهاي فرهنگ ايران کتابي است جديد در حال تحقيق و نوشتن (پروفسور جمالي): براي خواندن مقالات آن اينجا کليک کنيد

سيزده بدر چه معني دارد: روز هد هد و بنفشه: اينجا کليک کنيد

مجموعه سخنرانيهاي پالتاک در تالار فرهنگ ايران: اينجا کليک کنيد


Simorgh Raam (click bezanid)
Professor Jamali

کتابهاي پروفسور جمالي

فرهنگ ايران

مولوي مطرب معاني

سکولاريته و حقوق بشر

دفاع از اقليتها

مهمانان ما

فیلتر

هر روز و هر هفته مقالات و سخنرانيهاي جديد وارد اين سايت خواهد شد. ما را فراموش نکنيد

اگر مطالب اين سايت براي شما جالب است به ما ايميل کنيد
نظريات و تشويق شما ما را دلگرم ميکند

دوستداران پالتاک
اينجا کليک کنيد

home l about us l contact l Music l Interests l Phone No.'s l Pictures l City Information l Pictures l Literaure