خواننده: استاد شهرام ناظري
کاروان
ای کاروان آهسته ران کــارام جـــانم می رود ..... وان دل که با خود داشتم با دل ستــانم می رود
من مانده ام مهجور از اودرمانـده و رنجور از او ...... گويی که نيشی دور از او بر استخوانم می رود
گفتم به نيرنگ و فسون پنهان کنم نيش درون ..... پنهان نمی مـــاند که خون بر آستانم می رود
او می رود دامن کشان من زهر تنهايی چشان .... ديگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می رود
محمل برآر ای ساربان تنـــدی مکــن با کــاروان ..... کز عشق آن سرو روان گــويی روانم می رود
برگشت يار سرکشم بگذاشت عيش ناخوشم ...... چون مجمری بر آتشم کز سر دخانم می رود
با اين همه بيــــــداد او وين عهد بی بنيـــــاد او .... در سينــــه دارم يـــاد او يا بر زبانـم می رود
باز آی و بر چشمم نشـين ای دلستــان نازنين .... کاشوب و فرياد از زمين برآسمانم می رود
شب تا سحر می نغنوم واندرز کس می نشنوم ... وين ره نه قاصد می روم کز کف عنانم می رود
شب تا سحر می نغنوم واندرز کس می نشنوم ... وين ره نه قاصد می روم کز کف عنانم می رود
صبــر از وصـــــال يار من برگشتن از دلــــــدار من ... گرچه نبـــاشد کـار من همکار از آنم می رود
در رفتــــن جان از بدن گويند هر نـوعی سخن ..... من خودبه چشم خويشتن ديدم که جانم می رود
سعدی فغـــان از دست ما لايق نبـود ای بی وفا .... طاقـت نمی آرم جفـا کار از فغانــم می رود

شعر از سعدي

فرهنگ چیست؟
فرهنگ ، همیشه « ُگلدسته کردن اندیشه هائی » هستند که درجنبشهای گوناگون یک ملت، دور ازهم روئیده اند . هرجنبشی به فرهنگ ایران ، هدیه ای داده است . هر جنبشی ، برای آن ارزش تاریخی در فرهنگ دارد ، چون درهمان یک اندیشه بزرگی که پدید آورده است ، یک تجربه بزرگ و بنیادی ملت را زائیده است
ما جداً باید از استفاده کردن لغاتی چون " فرهنگ بد" پرهیز کنیم. یک چیز بد را نمیشود فرهنگ خواند

تعريف ديگري از فرهنگ

فرهنگ چیست ؟
گوهرفرهنگ بطورکلی ، ازشیوه تفکر و رفتارما با دیگری ، با آنکه جزما میاندیشد ، با آنکه غیرازما میپرستد ،با آنکه اخلاقی جزما دارد ، با آنکه متعلق به طبقه ای دیگر، به ملتی دیگر، به نژادی دیگر، به جنسی دیگر، به قومی دیگر، به خانواده ای دیگر.. ... و درمقوله « دیگری بطورکلی » قرار میگیرد ، ... مشخص میگردد
فرهنگ ، پذیرش دیگری ، در دیگربودنش هست
درست سیمرغ ، خوشه تخمه هائیست که همه دانه هایش باهم فرق دارند .او در درون هرانسانی ، دانه ای دیگراست . او همآهنگی گوناگونی و تنوع و رنگارنگی است . اینست که « فرهنگ » ، اساسا نام ویژه« سیمرغ » بوده است . گوهرخدای ایران ، همآهنگی رنگها و گوناگونها و نقشها وصورتها ودیگربودنها است

Simorgh Raam (click bezanid)
Professor Jamali

کتابهاي پروفسور جمالي

فرهنگ ايران

مولوي مطرب معاني

سکولاريته و حقوق بشر

دفاع از اقليتها

مهمانان ما

فیلتر

هر روز و هر هفته مقالات و سخنرانيهاي جديد وارد اين سايت خواهد شد. ما را فراموش نکنيد

اگر مطالب اين سايت براي شما جالب است به ما ايميل کنيد
نظريات و تشويق شما ما را دلگرم ميکند

دوستداران پالتاک
اينجا کليک کنيد

home l about us l contact l Music l Interests l Phone No.'s l Pictures l City Information l Pictures l Literaure