خواننده: استاد شجريان

از غم عشق تو ای صنم
از غم عشق تو ای صنم ................................. از غم عشق تو ای صنم
روز و شب ناله ها می كنم من .................. روز و شب ناله ها می كنم من
وز قد و قامتت هر زمان ................................ وز قد و قامتت هر زمان
صـد قيامت به پا می كـنم من ..................... صـد قيامت به پا می كـنم من
دست و بر زلف تو می زنم ، می زنم
روز خود را سيه می كنم من ..................... روز خود را سيه می كنم من
گربه فلك می رسد، گربه فلك می رسد، آه من از غمت
چشم تو دل می برد، دلربا یار .................. چشم تو دل می برد، دلربا یار
با من شيدا نشين، حال نزارم ببين ، بيش از این بد مكن
فتنه به كارم مكن، دلربا يار ........................ فتنه به كارم مكن، دلربا يار
آيين وفا ومهربانی ، آيين وفا و مهربانی ؛ در شهر شما مگر نباشد؛ حبيبم
سر كوی تو تا چند آيم و شُـم ....................... ز وصلت بينوا چند آيم شـُم
سركويت برای ديدن تو ........................... نترسی از خدا چند آيم و شــُم
صبر و بر جور تو، می كنم، ای صنم
عمر خود را تبه می كنم من ........................ روز خود را سيه می كنم من
صبر و بر جور تو، می كنم، ای صنم
روزخود را سيه می كنم من

عمر خود را تبه می كنم من ...................... عمر خود را تبه می كنم من

شعر از ؟؟؟؟؟؟

مولوی انسان را « مراد مراد » میداند، و غایت خدا. این چیزی جز خواندن انسان بسوی خود انسان نیست. انسان، خودش، غایت خودش هست. هیچکسی و قدرتی، حق ندارد برای او، غایت بگذارد. خدا به انسان درغزلی میگوید :
ترا هرکس ، بسوی خویش خواند ................... ترا من، جز بسوی تو، نخوانم
مولوی صنم پرست: قسمت هشتم

از مقاله 29 نوامبر 2005: اينجا کليک کنيد

مولوی صنم پرست
مولوی چه میگوید؟
خامُش که مرغ ِ گفت ِ من، پرّد سبک، سوی چمن.......... نبود گرو در دفتری، درحجره ای بنهاده ای
ریشه ِفرهنگ ایران، این اندیشه بود که انسان، وجودیست همیشه آبستن، و ناگنجا درخود
خویشکاری انسان، آنست که این بُن آفرینندگی ِ خویشتن را هم درخود، بجوید وبزایاند، و هم، دایه ومامای وضع حمل اندیشه و نیکی و بزرگی ومهروشادی و بهروزی از دیگران گردد. انسانهای دیگر، بیخبر ازآنند که خود، به اندیشه و به نیکی و به بزرگی و به مهرو شادی و بهروزی، حامله اند، ولی این مائیم که باید، بجای وعظ اخلاق، و تحمیل عقیده ودین خود، حقیقت بی نظیر آنهارا بزایانیم. این کاررا نباید تنها به سقراط وا گذاشت.

انسان موجودی همیشه آبستن است
خرد درفرهنگ ایران، اصل همیشه زاینده هست، و با عقل خشک و تابع، وعقل ِ عصائی، که تکیه به عصای مرجعیت این و آن میکند، هزاران فرسنگ فاصله دارد. خرد همیشه ازآنچه درخود و در دیگری، کهنه است، درد میبرد. ولی خرد همیشه ازاین کهنه هاست که با درد، زائیده میشود


از مقاله 22 دسامبر 2005: اينجا کليک کنيد

Simorgh Raam (click bezanid)
Professor Jamali

کتابهاي پروفسور جمالي

فرهنگ ايران

مولوي مطرب معاني

سکولاريته و حقوق بشر

دفاع از اقليتها

مهمانان ما

فیلتر

هر روز و هر هفته مقالات و سخنرانيهاي جديد وارد اين سايت خواهد شد. ما را فراموش نکنيد

اگر مطالب اين سايت براي شما جالب است به ما ايميل کنيد
نظريات و تشويق شما ما را دلگرم ميکند

دوستداران پالتاک
اينجا کليک کنيد

home l about us l contact l Music l Interests l Phone No.'s l Pictures l City Information l Pictures l Literaure